معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧ - قرآن كريم و زبان عرف؛ عرف عام يا خاص
با استشهاد به آيات زير، زبان قرآن را همان زبان قوم پيامبر دانسته كه او در بين آنها زندگى مىكرده است. ايشان سپس به آيات زير استشهاد مىكند:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ[١]
فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ،[٢]
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ،[٣]
قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ،[٤]
استاد در ادامه به نقل روايت زير از پيامبر اكرم (ص) پرداخته است:
إن الله أنزل القرآن علي بكلام العرب و المتاعارف في لغتها.[٥]
ايشان سپس اين سؤال را مطرح كرده كه: آيا زبان قرآن، زبان عرف عام است، بهطورى كه عموم مردم مخاطبِ خطابات قرآن مىباشند و يا آن كه مخاطب آن تنها ژرفنگران از اهل نظر و استدلال هستند؟[٦]
پاسخ ايشان بهطور خلاصه اين است كه قرآن، ظاهر و باطن دارد. بنابراين، عموم مردم مخاطب ظاهر قرآن هستند. اما از سوى ديگر، قرآن از آرايههاى ادبى نيز بهطور كامل بهره گرفته است و از اينرو، ژرفنگران نيز مىتوانند، به تناسب افق فكرى خود، معانىاى به گسترش آفاق از آن بهره گيرند.[٧]
اين سخن آيتالله معرفت كه برگرفته از احاديث ظاهر و باطن و تأويل و تنزيل است، در سخنان عارفان نيز آمده است. ابن عربى در فتوحات مىگويد: كلام عارفان در شرح كتاب الهى، حقايقى سودمند در تفسير قرآنند كه بر نفوس عارفان وارد شدهاند و آنان آنچه در دل مىبينند، اشارت نام مىدهند و تفسير نمىنامند تا فقيهان بر نياشوبند. خداوند مىتوانست آنچه را كه «اهل الله» تأويل كردهاند، به گونهاى روشن در قرآن بياورد، ولى چنين نكرد و آن معارف
[١] . ابراهيم، آيه ٤.
[٢] . الدخان، آيه ٥٨.
[٣] . القمر، آيه ١٧.
[٤] . الزمر، آيه ٢٨.
[٥] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩، ص ٢٨٢.
[٦] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٥٧.
[٧] . رك: همان، ج ١، ص ٥٧.