معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٥٩ - روايات اسباب نزول
شرايط عمومى و مستمرى كه در زمان و مكان نزول قرآن وجود داشته است.
با اين تلقى از سبب نزول نبايد اسباب نزول آيات و سورههاى قرآن را تنها در كتب اسباب نزول جستوجو كرد؛ چون در اين كتابها بيشتر رواياتى آمده است كه به رخدادهاى خرد و شخصى مربوط است. به منظور آشنايى كافى به اسباب نزول قرآن بايد همه روايات و نقلهايى را كه شرايط آن عصر را در تمام ابعاد، اعم از مذهبى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى و حتى تاريخى گزارش مىكنند، مورد مطالعه قرار داد. به اين ترتيب روايات سيره، مكى و مدنى، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول و مهمتر از همه خود آيات قرآن در حوزه مطالعه قرار خواهد گرفت.
ترديدى نيست كه روايات اسباب نزول يكسر معتبر و خالى از دخل و تصرف نيستند؛ لذا نقد و ارزيابى آنها مهمترين شرط بهرهبردارى بهينه از آنها است. روايات اسباب نزول علاوه بر جعلى بودن برخى از آنها، اساساً قصصى را حكايت مىكنند كه به گونهاى با آيات قرآن ارتباط دارند و مفسران صحابه و تابعان آنها را بر آيات قرآن انطباق دادهاند؛ بدون آن كه لزوماً اسباب نزول آيات قرآن باشند.[١]
آيتالله معرفت مىنويسد: عبارت «نزلت فى كذا» در سخنان صحابه و تابعان اعم از سبب نزول است. گاهى مراد از آن سبب نزول است و گاهى واقعهاى در گذشته و گاهى حكم شرعى؛ چنان كه زركشى و سيوطى نيز همين نظر را در گذشته داشتهاند. در اسباب نزول واحدى آمده است كه سوره فيل درباره داستان اصحاب ابرهه نازل شد؛ حال آن كه اين داستان سبب نزول سوره فيل نيست.[٢]
مشكلات روايات اسباب نزول بيشتر در دو جا چهره مىنمايد. يكى آنجايى كه ذيل يك آيه، قصههاى متباعدالوقوعى نقل شده باشد؛ نظير آيه:
[١] . ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص ١٢٠.
[٢] . رك: بدرالدين الزركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ١، صص ٣٢- ٣١؛ جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ١٢٠ به نقل از محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، صص ٢٥٥- ٢٥٤.