معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٩٩ - ١٢ تنبيه بدنى زنان
شود، چارهاى جز تشكيل دادگاه خانواده- بر اساس مفاد آيه ١٣٥- و يا دادگاه رسمى- بر اساس احكام مدنى- نيست.[١]
حضرت استاد معرفت در اينجا نظريه ديگرى دارند. وى مسأله تنبيه زنان را از نوع نسخ مشروطى قلمداد و آن را در مباحث علوم قرآن مطرح كردهاند. به نظر ايشان تحقق حقوق زنان در بين عرب جاهلى نيازمند مقدمهچينى و چارهانديشى بود. اسلام خشونت شعلهور مرد را با سيرى تدريجى به ملايمت و مهربانى تبديل كرد. اسلام در مسأله تنبيه بدنى زنان، در آغاز آن را مشروط به شروطى كرد، تا تنبيه بدنى زنان محدود و در دراز مدت ريشهكن شود: اولًا تنبيه، در آيه بهگونهاى غير مبرّح تفسير شد، يعنى زدنى كه سخت و دردآور نباشد. حتى با استناد به رواياتى از پيامبر اكرم (ص) كه صدوق در جامع الاخبار نقل كرده است، مراد از تنبيه در آيه را سختگيرى در خوراك و پوشاك دانست. به نظر ايشان اينگونه تنبيه با روش تعديل در زندگى خانوادگى عرب معاصر سازگارتر است.[٢] سپس رواياتى نقل كردهاند كه مطلق تنبيه بدنى زنان را توسط شوهرانشان، نكوهش كرده است. ايشان پس از نقل رواياتى در مورد لزوم احترام، مهربانى و حفظ كرامت زنان مىنويسد:
برآيند اين همه روايات فراوان چنين مىشود: «زن ارزش انسانى والايى دارد، كه مرد بايد آن را پاس بدارد و خوار و رسوايش نسازد و نيكو با او رفتار كند و خود را با او شريك و هماورد در اداره امور زندگى بداند، مسئوليتها را عادلانه تقسيم كند. او را بر هيچ كارى اكراه نكند، از او خاطرخواهى و جانبدارى كند و با نرمى و مدارا با او همزيستى كند، چرا كه او گل است و نه قهرمان، اگر از او لغزش ديد، بر آن چشم بپوشد، و اگر ناسازگارى و ستيز از او احساس كرد، با او نيكو مدارا كند، تا خاطر نازك و زودرنج او را بهدست آورد. اما زدن بهطور كلى ممنوع شده، مگر آن كه موجب درد و عيب نباشد، و بهتر آن است كه اگر قصد
[١] . ر. ك: علىاكبر قرشى، احسن الحديث، ج ٢، صص ٣٥٥- ٣٥٧. عبدالكريم بىآزار شيرازى، تفسير كاشف، ج ٢، صص ٢٤٥- ٢٤٢. سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ٥٣٦؛ حسن مصطفوى، تفسير روشن، ج ٥، صص ٣٦٠، ٣٦٤ و ....
[٢] . شبهات و ردود حول القرآن الكريم، صص ١٥١- ١٤٩.