معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٨ - مفهومشناسى بطن در اصطلاح
بطن هر چيز درون و عمق آن است.
فراهيدى در بيان مفهوم بطن چنين آورده است:
بطن در هر چيزى خلاف ظهر است مانند بطن زمين و ظهر زمين و مانند باطن و ظاهر.[١]
راغب اصفهانى در اين خصوص چنين مىگويد:
اصل بطن عضوى از بدن است كه جمع آن بطون است. خداوند مىفرمايد: وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ (نجم/ آيه ٣٢) آنگاه كه شما جنينهايى در شكم مادرانتان بوديد. وَ قَد بَطنُته، يعنى به بطن و عمق آن رسيدم. «بطن» ضد «ظهر» است ... و به هر موضوع پيچيدهاى بطن و به هر موضوع آشكارى ظهر گفته مىشود ... به آنچه با حس درك مىشود «ظاهر» و به آنچه از حس پنهان است «باطن» گفته مىشود.[٢]
زبيدى،[٣] ابن فارس[٤] و ابن اثير[٥] نيز در چيستى بطن سخنانى مشابه آنچه گذشت آوردهاند.
مفهومشناسى بطن در اصطلاح
در بيان مفهوم اصطلاحى «بطن» بسيارى از انديشمندان قرآنپژوه تنها به ذكر آنچه در روايات اين باب آمده است بسنده نموده و از ارايه تعريف روشنى براى آن خوددارى كردهاند.
شيخ طوسى (م ٤٦٠ ق) پس از نقل اين روايت از پيامبر گرامى اسلام (ص)
ما نزل من القرآنِ مِن آيةٍ الّا وَ لَها ظَهرٌ وَ بَطْنُ،
چهار تعريف را براى ظهر و بطن محتمل دانسته كه هر كدام نيز قائلينى داشتهاند.[٦] سيوطى (م ٩١١ ق) نيز در روشى مشابه علاوه بر چهار تعريف مذكور در كلام شيخ طوسى دو تعريف
[١] . كتاب العين، ذيل واژه بطن.
[٢] . راغب اصفهانى، مفردات، الفاظ القرآن، ذيل واژه بطن.
[٣] . ر. ك: زبيدى، تاج العروس، ذيل واژه بطن.
[٤] . ر. ك: احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، ذيل واژه بطن.
[٥] . ر. ك: النهاية فى غريب الحديث و الأثر، ذيل واژه بطن.
[٦] . ر. ك: محمد بن حسن الشيخ الطوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٩.