معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩٣ - ٣ نزاهت حضرت ابراهيم(ع)
از ابراهيم خليل، آن پيامبر پاكى و روشنى، بسى دور است كه سخن دروغ بگويد، بلكه بىترديد بر او دروغ بستهاند. روايت ياد شده نيز از طرق اهل سنت است و در اين باب در خور اعتنا نيست.
و چه نيكو گفته امام فخر رازى كه اگر دروغ به راويان اين داستان نسبت داده شود، بهتر است تا به پيامبران، و سپس به توجيه موارد سهگانه پرداخته و افزوده است: اگر بتوان سخنى را بر معانى ظاهرىاش حمل كرد، بى آن كه دروغى به پيامبران نسبت داده شود، ديگر كسى دروغ به ايشان نسبت نخواهد داد، مگر آن كه زنديق باشد. (تفسير كبير فخر رازى، ٢٢/ ١٨٥ و ٢٦/ ١٤٨)[١]
وى آنگاه ضمن دخل مقدر در خصوص سه تعبير إِنِّي سَقِيمٌ، بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ و ساره خواهرم از سوى ابراهيم (ع) به دفاع از آنها پرداخته، مىفرمايد:
به هر حال اينكه فرمود: إنى سقيم شايد مراد او ضعف بدنى ناشى از مشاهده گمراهى قومش بود كه دل او را سخت به درد آورده بود.
و اما اينكه گفت: بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ، طعنهاى بود كه بدان ايشان را به سخره گرفت و انديشه راكدشان را سبك شمرد. واضح است كه دروغ، تنها به منظور پوشاندن حقيقت است، اما اگر شنوندگان، خود از واقعيت آگاه باشند و بدانند كه ابراهيم جدّى نمىگويد، بلكه تنها انديشههاى آنان را نابخردانه مىخواند، ديگر دروغ نخواهد بود. چرا كه دروغ، گزارش خلاف واقع است، ولى اين اصولًا خبر نيست، بلكه انشاء است به منظور اعلام جهالت ايشان، اينك اگر انشاء باشد، ديگر قابل اتصاف به صدق و كذب نخواهد بود، و اين خود نكتهاى است.
سه، ديگر آنچه به نقل تورات درباره ساره گفت- كه خواهر او است- اين نيز خرافهاى بيش نيست جان برادر.[٢]
يكى از مسائل بحث برانگيز در بين مفسران، تعيين نام پدر حضرت ابراهيم (ع) است. بنا بر اظهار آيتالله معرفت:
تو رات مىگويد: پدر ابراهيم (عليه السلام) تارَح است. (تفسير كبير فخر
[١] . همان.
[٢] . همان.