معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩٠ - ٢ نزاهت پيامبر عظيم الشأن اسلام و قرآن كريم
تسليم بود. آيه نيز همين را اعلام كرد: «و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و رسولش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد؛ و هركس خدا و رسولش را نافرمانى كند، قطعاً دچار گمراهى آشكارى گرديده است.
هنگامى كه اين آيه نازل شد، عبدالله و خواهرش زينب راهى جز پذيرش و تسليم نداشتند، لذا گفتند: اى پيامبر خدا؛ ما راضى هستيم. اما وقتى زينب به خانه شوهر رفت، اخلاقشان باهم سازگار نشد؛ و شايد به دليل عرفيّات و عادات موروثى كه بر آن پرورش يافته بودند. چه بسا زينب طبق عادت او را تحقير مىكرده يا بر او فخر مىفروخته و اين براى زيد قابل تحمل نبوده، بارها از بدرفتارى او نزد پيامبر (ص) شكايت برده بود و چند بار نيز اجازه خواسته بود كه او را طلاق دهد، اما پيامبر پاسخ داده بود كه: أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ (احزاب/ ٣٧) همسرت را پيش خود نگاهدار و از خدا پروا بدار. شايد او نيز رفتار خوبى با زينب نداشته و برخورد مناسب با شأن او را نداشته، كه توصيه پيامبر كه فرمود: «از خدا بپرهيز» چنين چيزى را مىفهماند. اما زيد سرانجام نتوانست با او سر كند، زيرا ناسازگارى اخلاقى ميانشان شدت يافته بود و كارشان به طلاق كشيد.[١]
اين چيزى بود كه پيامبر به فراست دريافته بود و مىدانست كار بدان مىانجامد، اما هرگاه زيد مراجعه مىكرد و سخن از طلاق زينب مىگفت، او را به ادامه زندگى سفارش مىكرد، با آن كه اطمينان داشت كه سرانجام او را طلاق خواهد داد و خود وى مأموريت خواهد يافت كه با او ازدواج كند، ولى اين را پنهان مىكرد و هرگز اعلام نمىفرمود. خداى متعال فرمود:
و آن گاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود، و تو نيز به او نعمت داده بودى، مىگفتى: همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار، و آنچه را كه خدا آشكار كننده آن بود در دل خود نهان مىكردى يعنى سرانجام آشكار خواهد شد كه در پس پرده اين طلاق، حكمت ديگرى نهفته است كه بايد تحقق يابد.
... پس چون زيد از آن زن كام برگرفت و او را ترك گفت، وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسر خواندگانشان-
[١] . همان، صص ١٩٢- ١٩٠.