معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٤ - ٥ اهداف اقتصادى
اين اهداف در سطح كلان از قبيل رفاه عمومى، عدالت اقتصادى و امنيت اقتصادى و رشد اقتصادى است و در سطح خرد بهصورت هدف سرمايهگذار و توليدكننده و نيز هدف مصرفكننده مطرح است؛ براى مثال گفته مىشود: هدف توليدكننده، حداكثركردن مجموع سود دنيايى و آخرتى و هدف مصرفكننده، بيشينهكردن مجموع مطلوبيت دنيايى و آخرتى است.
در تأييد برداشت ما از آموزههاى اقتصادى اسلام مىتوان به بسيارى از نوشتههاى محققان اقتصاد مراجعه كرد. محققان اقتصادى هنگامى كه به بررسى آموزههاى نظامهاى اقتصادى مىپردازند، هيچگاه در يك بررسى جامع به برخى از پنج نوع آموزه پيشين بسنده نمىكنند؛ بلكه از لابهلاى تحقيقات آنها هر پنج دسته آموزه پيشگفته آشكار مىشود. منابعى كه به بحث از تاريخ عقايد اقتصادى پرداختهاند، گواه روشنى بر اين مطلب هستند؛ البته- همانگونه كه آقاى منذر قحف اشاره مىكند- هنگام اطلاق نظام اقتصادى، نمود و تبلور آن در دسته دوم از آموزههاى پيشگفته، بيشتر آشكار مىشود. اين امر بدان سبب است كه دسته دوم از آموزهها جنبه راهبردى براى تمام سياستها و برنامههاى اقتصادى هر نظامى دارد و هرگاه واژه نظام اقتصادى با پسوند سرمايهدارى يا سوسياليسم يا اسلام بهكار برده شود، بيشتر، راهبردهاى آن به ذهن خطور مىكند.[١]
با توجه به آنچه گذشت، معلوم مىشود كه اقتصاد اسلامى بيش از يكسرى مبانى و كليات است، مگر آنكه مقصود استاد از مبانى ثابت، شامل هر پنج دسته آموزههاى پيشگفته باشد كه البته با توجه به مثالهاى ايشان بعيد است.
استاد در بيانى ديگر به مكتبهاى اقتصادى توجه كرده و به تقسيم و بررسى آنها پرداخته است.
[١] . غسان محمود ابراهيم و منذر قحف، الاقتصاد الاسلامى علمٌ ام وهمٌ، ص ٩٤.