معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١ - شكلگيرى عرف خاص در قرآن و متون دينى
دارد واژههايى را از عرفِ عام وام مىگيرد و با كاربرد آنها در موارد جديد، معانى جديدى به آنها تزريق مىكند. اصطلاحات نحو، صرف، بلاغت، فقه، اصول، عرفان، تصوّف و علوم تجربى چون فيزيك، شيمى، پزشكى و ... از اين قبيل است.
نكته مهم آن است كه پس از شكلگيرى اصطلاحات در هر حوزه، مطالعه و تحقيق در موضوعات آن حوزه بايد با توجه به معانى جديد واژههاى خاصّ آن حوزه باشد. از اين رو، كسى نبايد انتظار داشته باشد كه صرفاً با معانى عمومى واژهها بتواند يك متن علمى در رشته رياضى يا فيزيك را بفهمد!
شكلگيرى عرف خاص در قرآن و متون دينى
با اين توضيح، مىگوييم كه دين بهطور عام و اسلام بهطور خاص، يكى از عميقترين تحوّلات را در حوزه زندگى انسان به وجود آورده است و از موضوعاتى جديد و با هويّتهايى متفاوت از آنچه در عرف مردم بوده، سخن گفته است؛ از مسايل درونى انسان تا موضوعات ماوراى حس، نظير: خدا، فرشتگان، جنّ، عالمِ ملكوت، جهانِ آخرت و ....
از آنجا كه خداوند پيامبران را از ميان مردم انتخاب كرده و با زبان همان مردم به سراغ آنها فرستاده است، بهطور طبيعى واژهها را از زبان مردم وام گرفته، ولى همه آنها را صرفاً در همان معانى رايج به كار نبرده است، بلكه مانند علوم و فنون و همه تحوّلات ديگر، معناى خاص و متناسب با اهداف و مقاصد خود به آنها بخشيده است.
نتيجه آنكه، زبان قرآن صرفاً زبان عرف عام نيست، بلكه با اخذ واژهها از زبان عمومى و اعطاى معانى جديد به آنها، عرف خاصى را رقم زده است، همان طور كه هر تحوّل علمى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى چنين تعاملى با زبان دارد.
در اينجا به اين نكته اشاره مىكنيم كه برخى پنداشتهاند كه اگر كسى بگويد قرآن داراى زبانِ عرف خاص است، اين بدان معنا است كه به زبان رايج در