معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠ - چگونگى شكلگيرى عرف خاص در ساحت واژگان
معهود بوده، سخن گفته است و با همين مبنا، پيشفرض آنها اين است كه مردم عرب در صدر اسلام معانى و مقاصد قرآن را در همه زمينهها بهخوبى درك مىكردند. نتيجه ديگرى نيز كه گرفتهاند اين است كه همان درك و برداشت آنها براى ما نيز حجّت است و از اين رو كسى حق ندارد آيات و مفاهيم قرآن را طبق پيشفرضهاى فلسفى، كلامى يا عقلى، تأويل كند.
ظاهرگرايان براى توجيه اين مبناى خود معمولًا بر دو نكته تأكيد مىورزند: نخست آن كه، عرف خاص به گروه خاصى اختصاص دارد، در حالى كه قرآن براى هدايت عموم مردم نازل شده است (هُدىً لِلنَّاسِ). دوم آن كه، قرآن بر اين نكته تأكيد كرده است كه به زبانِ «عربى مبين» نازل شده است (بلسان عربى مبين). بنابراين بايد مفاهيم آن به گونهاى باشد كه براى همه قابل فهم باشد.
به نظر مىرسد كه در بيان مطالب فوق، مغالطاتى صورت گرفته است. براى روشن شدن موضوع لازم است در مفهوم زبان عرف خاص و چگونگى شكلگيرى آن تأملى ديگر صورت گيرد. تبيين دقيق زبان عرف خاص نشان خواهد داد كه قرآن علاوه بر به كارگيرى زبان عرف عام، خود داراى عرف ويژه خويش است و براى فهم آن بايد با اين زبان آشنا شد. همچنين روشن خواهد شد كه استدلال ظاهرگرايان به دلايل فوقالذكر مغالطهاى بيش نيست.
چگونگى شكلگيرى عرف خاص در ساحت واژگان
واژههاى هر زبان در طول زمان دچار تطوّر مىشود؛ بدين سان كه هر تغيير و تحوّلى در زندگى انسان بر زبان و واژگانش اثر مىگذارد. تحوّلات اجتماعى، سياسى، فرهنگى، علمى و ... در تطوّر معانى واژههاى هر زبانى نقش دارند. بهطور مثال، وقتى در جامعهاى جنگى طولانى اتفاق مىافتد، تحوّلات و فرهنگ حاكم بر جنگ به برخى از واژهها، معانى جديدى مىدهند كه در مجموع، ادبيات جنگ را پديد مىآورد؛ و يا وقتى در جامعهاى انقلاب رخ مىدهد، به دنبال آن، ادبياتِ انقلاب نيز خود را نشان مىدهد. زبان خاص علوم و فنون نيز مشمول اين قاعده است، يعنى هر علمى با توجه به نيازهايى كه