معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩٢ - مفهوم قرآن و فقه
مىفرمايد:
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ؛[١]
طبيعى است كه تفقه در دين و ابلاغ آن به مخاطبان و مؤمنان، شامل همه معارف دينى اعم از عقايد، اخلاق، احكام، تاريخ و ... مىشود. ليكن اين واژه در مراحل بعدى و در كاربردى اصطلاحى در خصوص احكام عملى خاص به كار رفته است و تنها به احكام فقهى جداى از مباحث كلامى، بحثهاى اخلاق، معارف تاريخى و جز آن اطلاق شده است. از اين رو مشهور گذشتگان و امروزيان فقه را اينگونه تعريف كردهاند:
فقه عبارت است از آگاهى از احكام شرعى فرعى بهدست آمده از ادله تفصيلى آن.[٢]
اين دانش شامل همه امور عبادى، مالى و اقتصادى، معاملات، امور كيفرى و قضايى و تمام مسائل حقوقى چون حقوق اساسى، حقوق سياسى، و جز آن مىشود. گرچه در نگاه دقيقتر بين فقه و حقوق عموم خصوص منوجه حكفرما است.
در كنار دو واژه قرآن و فقه، واژه احكام نيز رخ مىنمايد كه ضرورت دارد تا مفهوم كلى آن روشن شود. احكام، جمع حُكم و از نظر لغوى معنى روشنى دارد.[٣] اما در اصطلاح فقهى، برخى از فقها مىگويند: حكم، خطاب شرعى است كه به گونه اقتضايى يا تخييرى به افعال و اعمال مكلفين تعلق مىگيرد. حكم وضعى نيز عبارت است از حكم به شرطيت، سببيت، يا مانعيت چيزى.[٤] البته احكام وضعى به موارد سهگانه مذكور منحصر نمىشود. مراد از حكم اقتضايى، احكام چهارگانه وجوب، حرمت، استحباب و كراهت است، و منظور
[١] . توبه، آيه ١٢٢.
[٢] . مفيد،( محمد بن نعمان) العريص، ص ٣؛ حلى، تحريرالاحكام، ج ١، ص ٢.
[٣] . واژه حكم درلغت به معنى قضاء( قضاوت كردن) است، و در اصل به معنى منع كردن است. المصباح المنير، حكم.
[٤] . محمد بن مكى، القواعد و الفوائد، ج ١، ص ٣٠، قاعده ٨.