معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٥ - نكته اول
د. در اصول كافى با سند صحيح[١] آمده است كه امام صادق (ع) فرمودند:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ ... خَتَمَ بِكِتَابِكُمُ الْكُتُبَ فَلَا كِتَابَ بَعْدَهُ أَبَداً وَ أَنْزَلَ فِيهِ تِبْيَانَ كُلِّ شَيْءٍ وَ خَلْقَكُمْ وَ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ نَبَأَ مَا قَبْلَكُمْ فَصْلَ مَا بَيْنَكُمْ وَ خَبَرَ مَا بَعْدَكُمْ وَ أَمْرَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ مَا أَنْتُمْ صَائِرُونَ إِلَيْهِ؛[٢]
همانا خداوند كه يادكردش گرامى باد ... كتابهاى آسمانى را به كتاب شما پايان داد و بعد از آن كتابى نيست و هر چيزى و آفرينش شما و آسمانها و زمين و خبر پيش از شما و حكم كننده بين شما و خبر بعد از شما و امور مربوط به بهشت و جهنم و آنچه بدان نياز داريد را در آن بيان فرود آورده است.[٣]
دسته چهارم: رواياتى كه اشاره دارد همه چيز در كتاب و سنّت آمده است.[٤] طبق نقل صحيح حماد گويد از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمودند:
ما من شئ الا و فيه كتاب أو سنة؛[٥]
هيچ چيزى نيست، مگر اين كه كتاب (=قرآن) يا سنت درباره آن سخن دارد.
اين قسم روايات دلالت دارد كه تمام مطلب در قرآن كريم و سنت هست، نه قرآن به تنهايى. روايات ديگرى دلالت دارد كه منبع علم ائمه اهل بيت (ع) قرآن است.[٦] از جمله امام باقر (ع) فرمودهاند:[٧]
[١] . محمد باقر مجلسى، مرآة العقول، ج ٣، ص ١٥٧.
[٢] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٢٦٩، ح ٣.
[٣] . همان، ج ٢، ص ٥٩٩؛ محمّد بن مسعود العياشى، تفسير العياشى، ج ١، ص ١٩، حديث ١٨ و الجمعة العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٧٧، حديث ١٨٩.
[٤] . محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ٦٢ و الجمعة العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٧٥، حديث ١٨٤.
[٥] . محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج ١، ص ٥٩؛ الجمعة العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٧٤، حديث ١٧٨.
[٦] . براى حضرات معصوم( ع) منابع علمى ديگرى نيز ذكر شده است ولى به نظر مىرسد قرآن طرق رسيدن به آن منابع است. ر. ك: آيتالله مكارم شيرازى، پيام قرآن، ج ٧، مبحث منابع پيامبران و نيز احمد مطهرى و غلامرضا كاردان، علم پيامبر و امام در قرآن.
[٧] . در تعداد پنج روايت امام آگاهى جامع خود به آسمانها و زمين را را برگرفته از قرآن معرفى مىكند. محمد بن الحسن الصفار قمى، بصائر الدرجات، ص ١٢٨، جزء سوم، باب ششم، احاديث ٢ تا ٧.