معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٥ - نقد ديدگاه درة الحداد
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ.[١]
و اگر پيامبر مطالب خود را از آنها نقل كرده باشد چگونه آنها را تضعيف كرده و نسبت تحريف مىدهد و اين خود باعث تضعيف كتاب خود مىشود و با عقل و درايت سازش ندارد.
نقد ديدگاه درّة الحداد
استاد معرفت در نقد ديدگاه درّة الحداد و تفسيرهاى شخصى ايشان از آياتى كه بيان كردهاند مىنويسد:
اما آنچه آقاى اسقف درّة بدان استناد جسته، نشانههاى بىپايگى در آن به روشنى پيدا است؛ خداى تعالى مىفرمايد:
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى* صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى.[٢]
بىترديد اين معنا در صحيفههاى گذشته هست؛ صحيفههاى ابراهيم و موسى. «هذا» در اين آيه اشاره به پندهايى دارد كه در آيههاى قبلى آمده بود:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى* وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى* بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا* وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى.
رستگار آن كسى است كه خود را پاك گردانيد، و نام پروردگارش را ياد كرد و نماز گزارد. ولى شما دنيا را بر مىگزينيد، با آنكه آخرت نيكوتر و پايدارتر است.
اين آيه بر اين تأكيد دارد كه آنچه پيامبر اسلام آورده، چيز تازه و بىسابقهاى نسبت به آنچه پيامبران آوردهاند نبوده:
قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ[٣]
پيام او سخن تازهاى نبود كه در ميان پيامهاى الهى بىسابقه بوده باشد، بلكه مقتضاى طبيعت وحى آسمانى در تمامى دورانها از آدم تا خاتم نيز چنين بوده است؛ زيرا دين الهى يكى است و بخشى از آن با بخشى ديگر در تعارض
[١] . مائده، آيه ١٣؛ نساء، آيه ٤٦.
[٢] . اعلى، آيات ١٩- ١٨.
[٣] . احقاف، آيه ٩.