معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٩ - مصادر قرآن
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى* صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى.[١]
بىترديد اين معنى در صحيفههاى گذشته هست؛ صحيفههاى ابراهيم و موسى.
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى* وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى* أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى.[٢]
آيا بدانچه در صحيفههاى موسى آمده خبر نيافته است؛ و نيز همان ابراهيمى كه وفا كرد: كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد.
وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ* أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ.[٣]
اين در نوشتههاى پيشينيان هست. آيا براى ايشان اين خود دليل روشنى نيست كه عالمان بنىاسرائيل از آن اطلاع دارند؟
آيه نخست محمّد، نشان از سازگارى قرآن او با زبر الأولين (متون پيشينيان) دارد و آيه دوم او دانشمندان بنىاسرائيل را بر تطبيق گواه مىگيرد، اما چه ارتباطى است ميان قرآن و يافته شدن آن در زبرالأولين؟ اين راز محمّد است، از آنجا كه آيههاى او در زيرالأولين با زبان غير عربى نازل شده كه آنها نمىدانند، پس توسط عالمان بنىاسرائيل به محمّد رسيده است و او نيز با زبان عربى آشكار، مردم را بدان بيم داده است.
پس اصل قرآن در متون پيشينيان نازل شده بود و اين ارتباط ميان قرآن و كتابهاى منبع آن را مىرساند كه زيرالأولين؛ يعنى صحيفهها و كتابهاى پيشينيان باشد.
نيز آيه وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا[٤] به صراحت مىگويد او بر كتاب موسى شاگردى كرده و آن را در قالب زبان عربى ريخته است. در نتيجه قرآن، نسخه عربى برگردان از كتاب اصلى- تورات- است. منظور از تفصيل در آيه كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا[٥] نيز يعنى برگردان عربى
[١] . اعلى، آيات ١٩- ١٨.
[٢] . نجم، آيات ٣٨- ٣٦.
[٣] . شعراء، آيات ١٩٧- ١٩٦.
[٤] . احقاف، آيه ١٢.
[٥] . فصلت، آيه ٣.