معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٢ - ١٥ مسألهبردهدارى
آزادسازى بردگان را با بيان راههاى عتق و مكاتبه و ... فراهم ساخت. از سوى ديگر ابواب قديمى و ظالمانه بردگى را كه تا آن زمان وجود داشت مردود اعلام كرد و همانطور كه گذشت، تنها يك نوع باقى مانده از بردگى در جنگها كه به جهت مقابله به مثل بود باقى گذاشت، زيرا مسدود ساختن آن نيازمند توافق عمومى و بينالمللى بود.[١]
حضرت استاد معرفت، در اين زمينه بررسى جامعى در احاديث اسلامى موجود در منابع شيعى و سنى به عمل آورده و نمونههايى از نظرات اسلام درباره تكريم بردگان از جمله به كار بردن تعبير برادر و يا غلام (جوان) و دختر (جاريه) در مورد بردگان و اعطاى حق امامت جماعت و فرماندهى لشكر و مناصبى از اين قبيل را براى بردگان بيان مىكند.[٢]
به علاوه مىدهند كه، تعبير تنها آيهاى كه در قرآن از اسير جنگى دارد: فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها[٣] مىباشد، يعنى حتى در همان مورد جنگى، كه برده گرفتن را مجاز شمرده، سخنى از بردگى و بردهگيرى اسيران ندارد، تا بهصورت قانونى ثابت در بيايد، بلكه قرآن مىخواهد در آينده دور يا نزديك بشريت، رفتار با اسيران را تنها در چهارچوب اين دو قانون (آزادسازى بدون فديه و يا با فديه) منحصر نمايد و مسلمانان نيز به بردهدارى تنها بهعنوان پذيرش قانون قهرى و گريزناپذيرى تن دهند، نه بهعنوان يكى از قوانين اساسى اسلام.[٤]
سپس حضرت استاد معرفت، گامى جلوتر نهاده و اظهار مىدارند، اسلام از اين قانون براى هميشه، تبعيت نكرده است، بلكه هرگاه احساس امنيت كند، بردهها را بدون فديه آزاد مىكند. به اعتقاد ايشان حتى يك مورد وجود ندارد كه اسلام اسيران را به بردگى گرفته باشد.[٥]
[١] . ر. ك: همان، ترجمه فارسى، صص ٢٣٣- ٢١٨؛ صدرالدين بلاغى، برهان قرآن، موضوع دم اسلام و بردهفروشى؛ محمد غزالى، احياء علومالدين، ج ٢، صص ٢٢٠- ٢١٨؛ فيض كاشانى، المحجة البيضاء، ج ٣٠، ص ٤٤٤؛ سيد قطب، شبهات حول الاسلام، ص ٣٩.
[٢] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، صص ١٨٦- ١٧٤؛ ترجمه فارسى، صص ٢٣١- ٢٢٩.
[٣] . سوره محمد، ٤؛ سپس يا بر آنان منت نهيد و آزادشان كنيد و يا فديه از ايشان بگيريد.
[٤] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، ص ١٨٦، ترجمه فارسى، ص ٢٣٩.
[٥] . همان.