معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٤ - قرآن و اشتباه نحوى
داراى اشتقاق و ريشه اصيل باشد، زمينهاى براى غير عربى دانستن آن وجود ندارد. اين دأب مستشرقان است كه تلاش مىنمايند براى بسيارى از واژگان قرآنى، مبدأيى غير عربى فرض كنند. همچنانكه دايرة المعارف انگليسى گمان كرده كه واژه «ايمان» عبرى يا آرامى و واژه «صلاة» آرامى و «قلم» يونانى و «صراط» و «سوره» عبرى مىباشند.[١] بر فرض كه يك واژه در زبان سريانى يا زبانى ديگر به لفظ قرآن و فرقان شباهت داشته باشد، آيا تنها احتمال همين است كه آنها را جزء معرّبات قرآنى بدانيم؟ آيا چنين فرضى معقول نيست كه گفته شود آن لفظ از عربى اخذ شده است؟ يعنى احتمال دهيم كه واژه «فرقانا» يا «بيركى» و امثال آنها در اصل عربى بوده و سپس وارد زبانهاى لاتين و غير عربى شده باشد؟ چه كسى مىداند كه كدام يك از اين دو وضع به لحاظ زمانى، بر ديگرى تقدّم داشته است؟[٢]
قرآن و اشتباه نحوى
برخى از مستشرقان مانند تئودورنولدكه ادّعا كردهاند كه در قرآن غلطهاى نحوى و ادبى وجود دارد و اين خود مستلزم بطلان اين كتاب است! آنها به روايتى از عايشه استناد كردهاند مبنى بر اين كه سه واژه در قرآن ناشى از خطاى كاتبان وحى است:
إِنْ هذانِ لَساحِرانِ،[٣]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ،[٤]
وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ[٥]
در آيه اوّل، «إِنْ» بدون تشديد آمده، در آيه دوم، «الصَّابِؤُونَ» كه عطف به اسم «إِنَّ» است بايد بهصورت منصوب ذكر شود، ولى مرفوع آمده است و در
[١] . محمد حسين على، المستشرقون و الدراسات القرآنية، ص ٣٤؛ قضايا قرآنية، ص ٢٦.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، صص ٢٤- ٢٣.
[٣] . طه، آيه ٦٣.
[٤] . مائده، آيه ٦٩.
[٥] . نساء، آيه ١٦٢.