معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٣ - انكار وحى
در هر صورت، يكى از ابعاد حركت قرآنپژوهى، مطالعات قرآنى مستشرقان است كه در جهان معاصر وارد مرحله نوينى شده است. بنابراين، پاسخگويى به پرسشها و شبهات آنان يكى از ضرورتهاى غير قابل انكار است.
استاد معرفت (ره) در ضمن مصاحبه و اقتراحى سودمند درباره اين ضرورت چنين اظهار نظر فرمودهاند:
قرآن و مستشرقان يكى از مسائل روز است، براى اين كه از يك طرف محققان و كسانى كه در رابطه با مسائل اجتماعى بهطور مطلق، بهويژه مسائل دينى مىخواهند تحقيقاتى بكنند، حالا بر حسب اينكه مىخواهند معلوماتى بهدست آورند يا اين كه راهى را انتخاب كنند، بيشتر توجهشان به نوشتهها و گفتههاى متخصّصان آن رشته است، ... حالا مىگوييم واقعاً حسن نيت دارند و مىخواهند بفهمند اسلام چيست؟ تشيع چيست؟ قرآن چيست؟ اما يك مسأله است و آن اين كه اينها بالاخره از اسلام بيگانهاند، يعنى چون خودشان را مسيحى مىدانند، پس اساساً اسلام را بهعنوان دين آسمانى قبول ندارند، هرچند هم افراد منصف و محقّقى باشند كه فقط دنبال علماند، اما مسأله اين است كه هيچ انسانى با يك سرى مسائل پيشفرض نمىتواند خودش را تخليه كند و اين اهرم بزرگى سر راه او است كه قرآن را بهعنوان وحى قبول ندارد، لذا افكار و تحقيقاتش را توجيه مىكند ... و مانع از اين مىشود كه مستشرقان به واقع برسند.[١]
انكار وحى
فريد وجدى مىگويد:
غربىها، همچون ساير ملل متدين، تا قرن شانزدهم، به وحى اعتقاد داشتند و تمام كتابهايشان آكنده از مباحثى در ارتباط با پيامبران بود. همزمان با رشد و توسعه علوم مدرن و مادّىگرايى و تشكيكاتى كه به همراه داشت، فلسفه غرب نيز به اين سمت و سوى گرايش يافت و به اين باور رسيد كه وحى، از بقاياى خرافات قديم است؛ و تا آنجا به
[١] . مجله قرآن و مستشرقان، شماره اول، زمستان ١٣٨٥، صص ١٣- ١١.