أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٦٩
و اگر به حرام افطار كند، مثل تناول مال غير، بدون اذن او، يا به «زنا»، يا امثال آن، كفّاره جمع لازم است.
ذكر آيات: «حبط و تكفير» منصوص است در قرآن مجيد، كما قال تعالى، فى سورة محمّد صلّى اللّه عليه و آله: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ، ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ، ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ، إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى، لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ» [١]، الى غير ذلك من الآيات.
اشكال: به تحقيق پيوسته است كه حسن و قبح افعال، عقلى است و شرع مطهّر، كاشف عقل است. پس، عمل صالح چگونه حبط مىشود عقلا؟ و چه سان باطل صرف مىشود، با آنكه جهت محسّنه داشت؟ و حيثيّت وجود، چگونه نفى محض مىشود، و حال آنكه وجود حقيقى، كاشف از وجوب است، چنانكه در ابواب سابقه دانستى؟
و چيزى كه در [يك] مرتبه از نفس الامر واقع شد، از مطلق نفس الامر ارتفاع ندارد كه ارتفاع طبيعت، به ارتفاع جميع افراد آن است و تحقّقش به تحقّق فردى، و عمل سيّئى، چگونه حسن مىشود، و حال آنكه جهت مقبحه دارد؟ و «شرّ» چه سان «خير» و «ظلمت»، نور و چه سان مكفّر مىشود؟
[اشكال] ديگر آنكه: علم اللّه تعالى، تغيّر نپذيرد، و گذشت كه: وجودات، باعيانها علوم حقّاند، پس «حبط و تكفير» چگونه باشد؟
سرّ و انحلال: حلّ اشكال به آن است كه هر موجود ممكن، در هر سلسله [اى]، چه «طوليّه» و چه «عرضيّه»، و طوليّه، چه نزوليّه و چه صعوديّه، و عرضيّه، چه مجرّدات عرضيّه و چه مادّيات عرضيه، وجودى دارد و ماهيّتى و آن وجود، اضافه به ماهيّت خود دارد، و اضافه به حق دارد، و آن، جهت ظلمانيّه و «وجه النّفس» آن است، و اين جهت نورانيّه و «وجه اللّه» است كه: «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». [٢]
[١] - محمّد/ ٢، ٩، ١٠،٣٠ و ٣٤.
[٢] - بقره/ ١٠٩.