أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٧
كه بر انبيا تجويز كنند معصيت را، و هر معصيت را «كفر» دانند! و بعضى از اهل سنّت، سهو در چيزى كه متعلّق به تبليغ است، و در احكام حلال و حرام جايز دانند، و در چهارم- كه افعال باشد- در ميان امّت خلاف است كه بعد از اين بگوئيم.
و اما آنكه از چند است؟ از صغاير و كباير، خواه به عمد، و خواه به سهو، و خواه بر سبيل خطاى در تأويل. پس، از مخالفين، حشويّه تجويز كنند، تعمّد كباير را، و معتزله تجويز كنند، تعمّد صغير را، به شرطى كه خسيسه نباشد، مثل سرقت لقمه و تطفيف به حبّه، و حنابله تجويز كنند، صدور ذنب را، بر سبيل خطا در تأويل، و اشاعره تجويز نكنند، تعمّد صغاير و كباير را، و تجويز كنند، صغيره را سهوا.
و امّا آنكه از كى، تا كى است؟ همه عمر، چه پيش از بعثت، و چه بعد از بعثت و بسيارى از اهل سنّت، مخصوص دانستهاند وجوب عصمت را به ما بعد بعثت. و امّا چراست؟ و به چه دليل است؟ و از جهت چه حكمت است؟ پس تحقيق شود.
تحقيق عرشى: حق، مذهب اماميّه است كه وجوب عصمت باشد، از كباير و صغاير، عمدا و سهوا، پيش از بعثت و بعد از بعثت، و در همه امور مذكوره اربعه.
چه، عصمت با اين نحو، مدخليّت بيشتر دارد در لطف كه واجب است، و ارغب است در طباع، و مردم اقبل و اطوع مىشوند، اوامر و نواهى نبىّ را، و انسان كامل به اين نحو- اگر چه نادر است- ليكن، امكان دارد و خداوند- جلّت عظمته- تامّ القدرة و عظيم اللّطف است و بسط جودش به ايجاد ممكن اشرف ضنّت نورزيده. و كسانى كه «صغيره» يا «سهو» و «نسيان» و «خطا» تجويز مىكنند بر نبى، گويند:
بشر است و زلّت قدم بر بشر جايز است. و ديگر آنكه، اينها در تبليغ مضرّ نيست! هيهات، هيهات. مصراع: كار پاكان را، قياس از خود مگير! [١]
در اين صورت، يك جهان معنى است، پيش از اين اشاره شد و بعد از اين، به تفصيل بيايد كه: روحانيّت او «عقل كلّ» است و عقل كلّ «تامّ الفعليّه» است و عين «عصمت» است، در علوم و در اعمال بالفطره و تلوّث به الواث طبيعيّه در عقول
[١] - «مثنوى»، دفتر ١/٨- رمضانى- ج ١/ ١٨- نيكلسون- و ج ١/ ١٤٥- جعفرى-