أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٥٦
آنان «برد» و «سلام» نشده، و غباوت در كسانى كه از برد زمهرير تعلّق به جمادات و جمود جزئيّات جسمانيّه، چون يخ افسردهاند.
بيت
نافه گيرد، ز مشك اذفر بوى
يار گيرد ز يار بهتر، خوى
مثنوى
صحبت نيكانت، ار نبود نصيب
بارى، از همصحبتان بد بكيب
[١] پس، بدان كه اين حكمت، معدود از اخلاق غير حكمتى است كه معروف است، به: «علم به احوال موجودات، على ما هى عليه فى نفس الامر بقدر الطّاقة البشريّة»، زيرا كه اين حكمت «علمى» است و افراط، در اين مطلوب است، و در اين است، آنچه منسوب است به امير المؤمنين على عليه السّلام كه: «الشّيء يعزّ حيث يندر و العلم يعزّ حيث يغزر»، و در آن حكمت خلقى، توسّط مطلوب است، و «خير الامور اوسطها»، در آن است، و معلوم است كه در عدالت، حكمت علمى معتبر نيست و هويداست انفكاك ميانه حكمتين، ولى لفظ «حكمت»، مشترك است ميانه كردار درست و خلق مذكور. و حكمت عمليّه و حكمت نظريّه، هر يك با اقسامى كه دارد و هم چنين، اين حكمت، معدود از اخلاق، غير از حكمت عمليّه است كه قسيم نظريّه است، زيرا كه اين خلقى است و آن قسم نيز «علم» است، ولى متعلّق به «عمل»، و زيادت در آن هم مطلوب است، نه توسّط، و اين حكمت خلقى، يكى از موضوعات مسائل حكمت علمى است كه متعلّق به عمل است.
و بدان نيز كه هر يك از اين اخلاق، «غريزى» مىشود و «كسبى» كه به مزاولات عمل زياد مىشود، چنانكه مىبينى كه شخصى، بالفطره مايل به عفّت يا سخاوت يا غير اين دو است و به مزاولت افعال عفّت و به اجادت [٢] زياد مىشود: «نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» [٣]، و آن فطرى، نعمت موهبى است و آن كسبى، نعمت كسبى است: «و لا فخر بالموهبيّات انّما الفخر بالكسبيّات». [٤] و شايد حديث نبوى
[١] - در «مثنوى معنوى»يافت نشد.
[٢] - «اجابت» صحيحتربه نظر مىرسد.
[٣] - نور/ ٣٥.
[٤] - يافت نشد.