أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٧٨
كدامين جهت آمده است و مبدئش «قريب» است، يا «بعيد»؟ مگر به مشعر ديگر فهميده شود، چه آن ادراك نمىكند، مگر موصول به محلّ خود را.
و مشّائون گفتهاند: دليل بر تأديه و توقّف ادراك بر وصول تموّج كيفيّت معلوله آن به صماخ، چند امر است:
- يكى آنكه: اگر جسم كثيفى باشد، ميانه صايت و سامع، سماع متعذّر يا متعسّر خواهد بود.
- دوّم آنكه: هرگاه تبرى بر چوبى زنند، اگر نزديك باشد، «رؤيت» و «سماع» با هم باشند و اگر دور باشد، رؤيت مقدّم باشد، و اين نيست، مگر به علّت آنكه تأديه زمانى خواهد.
- سيّم آنكه: هرگاه يك طرف نى، يا شبه آن، بر دهن متكلّم باشد و يك طرف ديگر از آن، بر گوش سامعى، و تكلّم كند آن متكلّم به كلامى، هرآينه آن سامع مىشنود و حضّار ديگر نمىشنوند، چه تأديه هوا نسبت به ايشان محقّق نيست.
- چهارم آنكه: در نزد هبوب رياح عاصفه، صوت مؤذّن و غيره، در جهت مجراى رياح شنيده مىشود. اگر چه، بعد مسافت باشد و در جهت خلاف شنيده نمىشود، اگر چه قرب باشد.
- و [اگر] امام فخر رازى گويد: اين، دليل دوران است و مفيد يقين نيست،- جواب آن است كه: به معونه حدس صائب، يقين كامل را افاده مىكند، چنانكه در بسيارى از مطالب چنين است.
و ديگران، با مشّائين معارضه كردهاند كه: اگر بنيان مرصوص، يا آهنين باشد، بايد از وراء آن، «صوت» شنيده نشود و حال آنكه شنيده مىشود، و اين، سخيف است. چه، تجربه شده است كه اگر مسامات بسيار سماع، صوت اقوى باشد و اگر كم باشد، اوهى باشد. پس، اگر هيچ نباشد، البته «سماع» نخواهد بود.
و دو معارضه ديگر [نيز در اين باب] كردهاند: يكى آنكه در ديوارى كه منافذى باشد و هواى حامل شكل كلمه، نفوذ كند، شكل كلمه مخصوصه باقى نمىماند، به جهت صدمه جسم كثيف به آن. و معارضه دوّم اين است كه: يا هر جزء هوا، حامل كيفيّت صوتيّه است يا مجموع. پس، اگر هر جزء حامل باشد، بايد سامع، كلمه