أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٣
چگونه ثانى است، قال صلّى اللّه عليه و آله: «آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمة». [١] و قال اللّه تعالى:
«أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ». [٢]
تنبيه: اگر به تأمّل نظر كرده [باشى] در اشياء، دانسته [اى] كه: هر جنس را «نوع» اشرفى است، و هر نوعى را «صنف» اشرفى و هر صنف را، «شخص» اشرفى و هر شخص را «عضو» اشرفى به حسب تن، و «قوّه» اشرفى به حسب روح. پس، نوع اشرف در مرغان، مثل طوطى كه حكايت اقوال «حيوان ناطق» را مىكند و شباهت به او دارد در اقول، و در حيوانات ديگر، مسوخات اشرفاند، چه شباهت به او دارند در افعال، و فرد اشرف، اشبه از اشبه از اينها، و عضو اشرف چون «قلب صنوبرى» كه رئيس مطلق است، در قواى تن و قوّه اشرف چون «عقل بسيط بالفعل»- مثلا- در روح انسانى.
پس، بدان كه: اشرف انواع على الاطلاق «انسان» است، زيرا كه او فعليّات و كمالات كل را داراست، بلكه او «كلّ الانواع» است، چه كامل از انسان، دو مقام دارد، مقام «كثرت در وحدت» و مقام «وحدت در كثرت»؛ امّا اوّل، پس در اوست صورت نوعيّه معدنيّه، چه در او بود، در نخستين مرتبه از مراتبش صورت نوعيّه كه حفظ مزاج و امتزاج مىنمود، از تلاشى تا نفوس اربعه متفاضله به ترتيب و نظام نزول نمودند، و در اوست، آنچه در عالم نباتات است، از قواى نباتيّه، و آنچه در عالم حيوانات است، از قواى حيوانيّه، به نحو أتمّ و آنچه در عالم جنّ است، از تشكّلات به اشكال مختلفه، در انقلابات «قلب» و «خيال».
چه، انسان به حسب باطن مثل «جنّ» است به حسب ظاهر، و در اوست آنچه در ملك عمّال است، چه در كامل عصمت و طهارت است، به حسب كمال او، و آنچه در ملك علّام است، چه در «كاملشناسى» و «خداشناسى» و «فرمان خداشناسى» به نحو كمال است، بلكه حضرت ختمى صلّى اللّه عليه و آله، از ملك برتر شد، كما قال جبرئيل عليه السّلام ليلة المعراج: «لو دنوت انملة لاحترقت». [٣]
[١] - آدم و جميع خلقاللّه يستظلون بظل لوائى، «بحار الانوار»، ج ٣٨/ ٣٤١ و ج ٣٩/ ٣١٣.
[٢] - فرقان/ ٤٧.
[٣] - «بحار الانوار»، ج١٨/ ٣٨٢.