أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٦٨
ظاهرى جايز نباشد، و ازاله نجاست مطلقا از اينها واجب باشد، و حال اينكه يك بار قدم در اينها ننهاده، پس حكم بيت باطنىاش- كه اوسع از «سماء» و «ارض» است و پاى از آن بيرون نگذاشته، خاصّه در خاصّان از اهل الذّكر و خاصّه آنان كه وجودشان عين ذكر حق است- چه خواهد بود؟
بلى، در اين بيوت هم كه: «أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ» [١] قدم گذارده، به قدم مظهر اعظم و قدم آنان كه چون قرب نوافل پيدا كنند، بي يبصر و بي يسمع را مصداق شوند، و امّا آن قدمى كه كل الاقدام، اظلال او يا روح كلّ است، بىتجافى از مقام اعلى نگنجد، مگر در بيت «لا يسعنى ارضى و لا سمائى»- الحديث- و امّا اينكه قرائت هفت آيه كراهت ندارد، اين هفت آيه، ايمائى دارد به «سبع المثانى» كه فاتحة الكتاب باشد. و چون «امّ الكتاب» است و آنچه در قرآن است، در فاتحه است- چنانكه در خبر آمده است- و اجمال، غير تفصيل است به وجهى، و قرآن، تالى ذكر الله است كه حسن على كل حال، اين است كه قرآن، مسمّى به «ذكر» است. پس، رخصت است خواندن هفت آيه از قرآن و از آن جمله است، «سبع المثانى»، تا جمع بين الوضعين شده باشد كه: «الجمع اولى من الطّرح».
و مسّ جلد و هامش مصحف و نحو آن، كراهتش معلوم است، و نوم، جهت [٢] بىوضو، كراهت دارد كه: «النّوم اخ الموت» [٣]، بايد به پاكى رفت: «اللّهم اجعل عاقبة امورنا خيرا»، و علل در باقى مكروهات، بعضى امور طبيه نيز هست. و ديگر در اختضاب، قلّت مبالات است به تطهير، شايد جزئى غير متطهّر بماند.
مسائل: خون «حيض»، خونى است كه از رحم آيد، در حين بلوغ، و بعد معتاد مىشود غالبا. و اين خون، غذاى طفل مىشود، چه در «رحم» و چه در حين «ارتضاع»، اين است كه در حال حمل و ارتضاع نمىآيد كه در غذاى طفل صرف مىشود. و چون وضع حمل مىشود، به توسّط اورده، به پستان آيد و با عداد لحوم
[١] - نور/ ٣٦.
[٢] - «جهت» زايد به نظرمىرسد.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٨٢/ ١٥٢.