أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٨
- «الرحمن الرحيم»: گذشت كه رحمت واسعه حق تعالى، وجود منبسط است كه در هر ماهيّت، به حسب آن است در عقل، «عقل» و در نفس، «نفس» و در طبع، «طبع» و در جوهر، «جوهر» و در عرض، «عرض» است.
رحمت، در حقّ هر موجود، مناسب آن است و به لسان قابليّت ماهيّتش و مادهاش، آن را مىخواهد و حق، همان را به آن عطا مىفرمايد كه: «العطيّات بحسب القابليّات»، و رحمت حق، رقّت قلب نيست كه انفعال بر حق روا نيست. اين است رحمت رحمانى كه: «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» [١]، «مؤمن» و «كافر» ذى شعور و بىشعور كلا را فرا گرفته. لراقمه:
قد عمّ رحمته كلا، بما لاقوا
فى السّم، سمّ و فى التّرياق، ترياق
[٢] و امّا رحمت رحيمى، ايمان است و علم و معرفت و توفيق كه به مؤمنان عطا فرموده، و به اين فرق، شبهه ابليس مدفون است كه: من نيز در عموم «كل شىء» داخلم، پس در سعت رحمت حق داخلم و مآل من هم، با رحمت است! و ندانسته است، رحمت «رحمانى» را، از رحمت «رحيمى» و از اينجاست: «سبحان من اتّسعت رحمته لاعدائه فى ضمن نقمته». [٣]
- «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»: [اين آيه] «ملك يوم الدّين» نيز قرائت شده؛ [قرائت] اوّل، از «ملك»- به كسر ميم- است، به معنى متصرّف در اعيان مملوكه و دوّم، از «ملك»- به ضمّ ميم- است كه سلطنت است، به معنى متصرّف به امر و نهى در مأمورين.
و «دين» به معنى «جزا» باشد، مثل: «كما تدين تدان»، و مثل: «دناهم كما دنوا»، و معنىاش: «مالك كلّ وجود» است و «سلطان ملك وجود» است، در روز جزا، زيرا كه وجود مضاف به هر ماهيّتى، در هر مرتبه كه هست، عاريت است و مجاز است، در نزد اهل حقيقت و ارباب شهود، بلكه در نزد برهان نيّر نيز. چه، هر ماهيّت، در
[١] - اعراف/ ١٥٥.
[٢] - شعر از خودسبزوارى است. «دايرة المعارف تشيع»، ج ٩/ ٧٥.
[٣] - سبحان من استسلمكل شيء لقدرته، «بحار الانوار» ج ٩٠/ ١٥٤.