أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٦٦
است، مگر اصلال و دمن مندرسه. و ظاهر «رياح اربع»، بادهاى جنوب و شمال و صبا و ديوار است، و [به لحاظ معنى] باطن، تواند نفس منطبعه فلكيّه و طبيعت خامسه و حركات و اوضاع فلكيّه باشد، چه اينها «نسايم قدس» اند و تابع تشوّقات نفوس كليه آنهايند، به عقول كليّه:
اشاب الصّغير و افنى الكبير
كرّ الغداة و مرّ العشىّ
و تواند كيفيّات اربع؛ «حرارت» و «برودت» و «رطوبت» و «يبوست» باشند كه از تصادم و تقاوم آنها، اندراس تن و قواى تن حاصل شود.
[١٠.]
اذا عاقها الشّرك الكثيف فصدّها
نقص عن الأوج الفسيح المربع
[ترجمه: چون دام سخت و سفت، او را مانع شد، كاسته شدن، او را از راهيابى به فضاى بلند و گشاده بازداشت.]
تعليل «بكاو» سجع است، [كه] در دو بيت سابق بر اين گذشت. و «شرك»- به فتحتين- «دام» و «تله» [را گويند.] و مراد، «تن» و علايق تن است كه عايقاند، از اتّصال به اوج وسيعى كه عالم «عقل كلّى» است، و «مربع» مكانى است كه در ربيع اقامت در آن كنند.
و با لفظ «نقص»، اشارت كرده، به اين كه: آن قدر از علايق كه عايق نباشد، بلكه وسيله اتّصال به عالم قدس باشد، «نقص» نيست و مطلوب است كه: «انّما الاعمال بالنّيات» [١] و «لكلّ امرى، مانوى». [٢] مثنوى
بغض من للّه و حبّ للّه و بس
زان اويم، نيستم من زان كس
اين خورد زايد، همه بخل و حسد
و آن خورد، آيد همه نور احد
[٣] [١١.]
حتّى اذا قرب المسير الى الحمى
و دنا الرّحيل الى الفضاء الأوسع
[١] - «بحار الانوار»، ج٧٠/ ٢١٠ و ٢١١ و ٢١٢ و ٢٤٩، و ج ٨٤/ ٣٧١.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٧٠/ ٢١٠ و ٢١٢.
[٣] - «مثنوى»، دفتر ١/٨- رمضانى- ج ١/ ١٨- نيكلسون- ج ١/ ١٤٥- جعفرى-