أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣٦
السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ»، [١] خطّ خطّا و عن جنبيه خطوطا اخرى هكذا ... [٢] پس، «مستقيم» صراط توحيد و مسلك جميع انبيا و اوليا و اتباع آنهاست، و «بواقى» مسالك ديگر است.
و امّا «جسمانى»، مشاهده خواهد شد راهى صورى به سوى جنّت جسمانى، و جسرى ممدود بر روى جهنّم كه درباره «فجّار» پاره مىشود و در جهنّم ساقط مىشوند، و در حق «ابرار» آسيبى نمىرسد. و چون نار جهنّم، صورت معيّنى است- كه تعلّق به دنيا باشد- ائمه عليه السّلام در تفسير آيه شريفه: «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا» [٣] فرمودهاند: «جزناها و هى خامدة». [٤] پس، بايد خليلآسا، با «علم» و «عمل»، اين آتش را خاموش كرد كه آسيبى نرسد به مشيّت «السَّلامُ الْمُؤْمِنُ» [٥]، و راهى است [كه] دو جادّه دارد:
يكى، از مو باريكتر و ديگرى از دم شمشير برّندهتر است، آن اوّل، صورت «علم» است كه دقيق است، و دوّم، صورت «عمل است» كه «عدالت» توسّط است و منجى و اطراف، «افراط و تفريط» است و موجب شقّ شدن و وقوع در جهنّم است- اعاذنا اللّه منه- مثلا، در «شهوت» بايد به طريق عفّت مرتكب شد كه اگر به طور افراط باشد، اينجا «شره» مىشود و پاى راهرو، به سوى حق منشقّ مىشود آنجا، و واقع مىشود در «جحيم»، و اگر به طرز تفريط باشد اينجا، آن هم ذميم و آن آنجا، در راهروى بر روى پل صراط، موجب انشقاق و وقوع در «جحيم» مىشود و در «غضب» بايد به طريق شجاعت رفت، «جبن» رذيله و تهوّر هم چنين.
پس، اينها موجب مىشود كه در روش بر صراط، فرداى قيامت، پاى راهرو شقّ شود و در چاه زير پل- كه جهنّم است- ساقط شود.
تطبيق: چون، هر معنى را صورتى و هر حقيقتى را رقيقتى است، پس دانستى
[١] - انعام/ ١٥٤.
[٢] - بنگريد به: «تفسيرعياشى»، بىتا، بىچا، مكتبة العلمية الاسلامية، ج ١/ ٣٨٣ و ٣٨٤.
[٣] - مريم/ ٧٢ و ٧٣.
[٤] - «تفسير عياشى»، ج٣/ ٧٨.
[٥] - حشر/ ٢٣.