أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٢
- يكى معجزه باقيه بر صفحه روزگار، و آن «قرآن مجيد» است كه به آن تحدّى فرمود، يعنى: در معرض معارضه درآورد، با فصحا و بلغاى عرب، و آنها عاجز شدند از معارضه به «حروف»، و ايثار كردند [١]، مقاتله به «سيوف» را، با وفور فصاحت و بلاغت در آن زمان، به حسب كمّ و كيف. زيرا كه معجزه هر پيغمبرى، بايد از جنس كمال و فضيلتى باشد كه در زمان آن پيغمبر، مبالات به آن داشتهاند، مثل علم سحر كه در عهد موسى عليه السّلام به مرتبه قصوى رسيده بود، و قلب عصا به حسب صورت، از آن قبيل بود، و مثل علم طبّ كه در عهد عيسى عليه السّلام اوج گرفته بود، و حذاق اطبّا بودند كه در دفع مرض و استرداد صحّت، يد طولى داشتند، معجزه آن حضرت، از آن جنس مىنمود.
همچنين، مصاقع بلغاء در عهد پيغمبر ما، در مضمار فصاحت و بلاغت، بر يكديگر استباق مىجستند، لهذا قرآن مجيد، در اعلى درجه فصاحت و اقصى مرتبه بلاغت آمده و سبق سبق را به «اعجاز»، از همه در ربوده و عجز اهل ضلال، از معارضه كلام حق تعالى با استبدال، به «قتال» هويداست.
و آوردن ايشان كلامى كه اندك شباهتى داشته باشد به قرآن، معلوم الانتفاست، و ترهات منسوجه وهم مسيلمه، از وترهاى مثلّثات تار عنكبوت اوهاست، و اگر مىبود، بايستى به ما برسد، چه دواعى بر نقل اين امور متكاثر است و اعادى، همواره در تطرّق انثلام در دين سيد المرسلين متظاهر [بوده] اند.
امّا تحدّى حضرت به قرآن، متواتر است و شبهه در آن نيست و آيات تحدّى، در قرآن مجيد بسيار است، مثل قوله تعالى: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ» [٢] و قوله: «قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ» [٣] و قوله: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ» [٤] و قوله: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ» [٥] و قوله «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً». [٦]
[١] - يعنى: برگزيدند.
[٢] - بقره/ ٢١.
[٣] - هود/ ١٦.
[٤] - طور/ ٣٤: «فَلْيَأْتُوا ..».
[٥] - يونس/ ٣٩، «من» از«من مثله» افتاده است.
[٦] - اسرى/ ٩٠.