أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢٦
قطعا، به سبب تحليلات به حرارت اربع- كما مرّ- خاصّه در ازمنه متطاوله.
پس گفته است:
ففى الحشر ايضا كذلك، و قال: و الملتزمون لعود الاجزاء مقلدون من غير دراية.
راقم گويد كه: اين مقالات كه مثل چنگ زدن به مادّه در شيئيّت شىء و هويّت شىء و نحو اين در دفع شبهات و غير اين، از جهت حفظ اوضاع ملّت است كه فايده عظمى از كلام اين است. خاصّه كلام قديم، وضعش براى همين بود، ولى تا جمع ميانه برهان و حفظ اوضاع بتوان كرد، چرا بايد استعمال برهان نكرد؟ حق تعالى مىفرمايد: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ». [١] و جاى ديگر: «ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» [٢] پس، حصر نفرمود، دعوت به حق را در صناعت خطابه و جدل.
پس، در دفع اين شبهه نيز، با برهان مىگوئيم كه: بر عود جسمانى، نه تناسخ لازم آيد، و نه مفسده تناسخ، چه تعلّق نفس بدن اخرويّه منبعثاند از نفس، و قيام صدورى دارند به نفس، و حامل استعداد نيستند، براى فيض جديد و عتيق كه گفتيم: هيولى ندارند و صورى كه محشورند از مألوفات و مكروهات، همه منشآت نفوساند، به حول و قوّت «احسن الخالقين» و صاحب مقام «كن»، «فكان».
چنانكه اينجا، بعضى از ارباب همّت، به همّت انشا مىكنند، بعضى مرادات را، چه، «اراده» آنها مستهلك شده در اراده حق و «قدرت» [شان]، در قدرت حق و در ملأ اعلى مسموع است استدعاء آنها و در آخرت، همه نفوس مستكفى به ذات و باطن ذات خود شوند، به سبب اقتدارى كه از ملكات در ايشان به هم رسيده، ليكن در مظاهر قهر چون: «مريضى» و «مسرسم» و «مبرسمى» است كه از سوء تدبير خود، نتواند كه انشاى صور صحيحه كند، و انشاى صور موحشه نكند.
جاى ديگر گفتيم كه: اينجا مال يتيم مىخورد به ظلم، آنجا نمىتواند انشاء نار خوردن نكند: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً، إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً». [٣]
[١] - نمل/ ٦٥.
[٢] - نحل/ ١٢٦.
[٣] - نساء/ ١١.