أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٩١
از اينجاست كه گاه عقل بسيط را تأسيا بالاساطين، «خلّاق عقول تفصيليّه» گوئيم، و گاه «خلّاق معقولات تفصيليّه»- كلّ ذلك باذن احسن الخالقين-
و امّا مراتب عمل كه به واسطه آنها «عقل عملى» چهار مىشود: «تجليه»، «تخليه»، و «تحليه»، و «فنا» ست. پس:
- اوّل، تهذيب ظاهر است به استعمال نواميس الهيّه و شرايع نبويّه و امتثال اوامر و نواهى آنها،
- دوّم، تهذيب باطن، از ملكات رذيله و «نشاندن غبار ره»،
- سيّم، آرايش يافتن به ملكات حميده روحانيّين، به سبب ملكه اتّصال به آنها،- چهارم، انفصال از خود، بالكليّه و اتّصال به حق، با قصر نظر بر ملاحظه جمال و جلال او كه «فناء فى اللّه» و «بقاء باللّه» گويند.
مثنوى
در خدا گم شو! كمال اينست و بس
گم شدن گم كن، وصال اينست و بس
[١]
و به لسان عرفا، موافق توحيداتشان- كه توحيد «افعال» و توحيد «صفات» و توحيد «ذات» باشد- «فنا» هم سه مرتبه دارد و هر يكى را، به اسمى خوانند:
- «محو» و آن، فناء افعال است در فعل حقّ كه مضمون: «لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم» [٢] است، و
- «طمس» و آن، فناء صفات كماليّه كل عبيد است در صفات حق، پس ببيند، هر علمى را مستهلك در علم حق، و هر مشيّتى را، مستغرق در مشيّت او و هر قدرت را منطوى در قدرت او، و همچنين در باقى صفات كمال كه مضمون: «لا اله الّا اللّه» است، و- «محق» و آن، فناء ذات و وجودات است در وجود حق، به حيثيّتى كه منطفى باشد انوار وجودات در نور وجود او، مثل انطفاء انوار كواكب در روز، در سطوح نور شمس، به وجهى و اين مضمون «لا هو الّا هو» ست.
پس، نبيند در اوّل، فعلى از براى فاعلى، مگر از براى حق، و در دوّم، نبيند صفت
[١] - در «مثنوى معنوى»يافت نشد.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٩٥/ ٤١٩ و ٤٢٠.