أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٦٤
طفل جان، از شيرِ شيطان، بازكُن
بعد از آنش، با ملك انباز كن
[١] اين است كه: «حسنات الابرار سيّئات المقرّبين» [٢]، چه انسان بالفعل، بايد قربت محض را قصد كند، و قربت محض «تخلّق» و «تحقق» است. پس، در صوم بايد مظهريّت «صمد لا يطعم» را قصد كند. و گذشت كه: معناى صمد «مقصود فى الحوايج» است كه داراى كلّ است، در مقابل ممكن كه «اجوف» و «نادار» است، چنانكه از اوّل الحال خبر مىدهد، آنكه مىگويد: چندانكه خدا غنى است، من محتاجم. ولى، همّت بايد عالى باشد و «تحقّق» بخواهد، و اينكه در هر عمل، هر عابد را، در شرع مطهّر گويند: «قصد قربت كن»، اين را خواستهاند.
بيت
غازيان، طفل خويش را پيوست
تيغِ چوبين، از آن دهند به دست
كه چو آن طفل، مردِ كار شود
تيغ چو بينش، ذو الفقار شود
و در انسان، بشرى، هر چند «لا يطعم» نشود، ولى «متوسّط بين الاضداد و معتدل بين الاطراف كالخالى عنها» شود، و اينجا، به جز همين «اعتدال» را نخواستهاند، لهذا «صوم الوصال» كه وصل كند، صوم امروز را به صوم فردا، و شب افطار نكند، [از لحاظ شرعى] حرام است.
و از فوايد و غايات بالعرض، در صيام براى اغنياء انام آن است كه از حال صاحبان بطون غرثى و اكباد حرى باخبر شوند، و رحم و رقّت كنند بر آنها، و سوختگان و برشتگان را دريابند. بيت
احوال دل سوخته، دلسوخته داند
از شمع بپرسيد، ز سوزِ جگر ما
و نيز، نعم حق تعالى را قدر شناسند، به صيام. مصرع: تو قدر آب چه دانى كه در كنار فراتى؟
و امّا مرتاضين از ذوى المروءات كه عرصه را بر نفس امّاره و مسوّله خود تنگ گرفتهاند، و اكتفا «بقدر الحاجة» و «سدّ الخله» كنند، گويند: چگونه زياد [ه] روى،
[١] - «مثنوى»، دفتر ١/٣٥- رمضانى- ج ١/ ١٠١- نيكلسون- و ج ١/ ٧١٥- جعفرى-
[٢] - «بحار الانوار»، ج٢٥/ ٢٠٥ و ج ٣٤/ ٣٩٤ و ج ٧٣/ ٣١٦.