أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٠٧
«حيوان» و «فلك» و «ملك» و صفات اينها را جميعا داراست، و با محفوظيّت وحدت شخصيّه، در او موازى كلّ است، بكله بهايم و سباع و شيطان، كلّ مشمولاند و لكن: «اسلمت على يديه» چگونه فلك نباشد و حال آنكه افلاك در خيال نورى او، موجود است به هيئات و شخصيّات و در عقل كلّى او موجودند، به نحو كليّت و تجرّد و عقليّت كه فلك مادّى، اينها را ندارد كه آن حقيقت فلك است و اين رقيقة الرّقيقة.
و ديگر آنكه: روح بخارى، خصوصا [روح] دماغى كه اعتدال بيشتر يافته، به سبب كسر سورت حرارت قلبى برودت زمهرير دماغى، به جاى فلك است، در انسان و مانند اين است دارائى مثل «آب» و «ارض» و «نار» و «هوا» به كرّات و مرّات، تا برسد به اخلاط كه «بلغم»، مانند آب و «سوداء»، مانند ارض و «صفرا»، مانند آتش و «دم» مانند هواست، خصوصا دماء آورده و شرايين و ابخره آنها.
و چگونه ملك نباشد و حال آنكه چون عصمت در عمل دارد، ملك «عمّال» است و چون عصمت در علم پيشه كرده، ملك «علّام» است، بكله ملك را سبق دهد كه يكى از القاب انسان «معلّم الملك» است، كما فى القرآن المجيد: «قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ». [١]- الآية-
و حقيقت محمّديّه صلّى اللّه عليه و آله فرموده: «لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب» [٢]، و قال جبرئيل در بار نيافتن به آنجا كه او بار يافته: «لو دنوت أنملة لاحترقت!» [٣]
بيت
چون به خلوت جشن سازد، با خليل
پر بسوزد، در نگنجد جبرئيل
چون شود سيمرغ جانش آشكار
موسى از وحشت شود موسيجهوار
و چگونه «ملك» نباشد، و حال آنكه چنانكه ملكهاى خارج هست، ملكهاى داخل [هم هست] و متّصل مىباشد كه هر ملكه حميده، چون ملكى است «مسدّد الى الصّواب»، و بعضى مقرّبين از براى اينكه اين ملكات را هم «ملائكه» گويند، گفته:
[١] - بقره/ ٣١.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٨٢/ ٢٤٣.
[٣] - «بحار الانوار»، ج١٨/ ٣٨٢.