أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٦٨
است و بايد قضا كند و اگر مسافر، به بلده آيد و مريض صحّت يابد، پيش از زوال، و افطار نكرده باشند، پس واجب است كه نيّت صوم كنند، آن روز را.
سرّ: در اشتراط صوم به كمال صورى، اشارت است به اشتراط كمال معنوى كه معرفت حق است و هر چند معرفت اجمالى باشد كه بسيار از دهان بستگان را- چون حيوانات- مىبينى كه استكمالى براى ايشان نمىشود با اين، چون سگان و بهايم. پس، «عمل»، «علم» مىخواهد، و ذكر مشفوع به فكر بايد.
و اشتراط طهارت صورى در زنان و مردان از جنابت و غير آن، اشارت است به طاهريّت و حنفيّت از «كفر» و «شرك» كه قذارت باطنيّهاند در مردان و زنان، و عدم سفر، توسعه است از رحمت واسعهاش كه فرموده است: «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ». [١] چه، جاى مرض و مظنّه ضرر كه: «ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» [٢] چه، اين بدن، چون مركبى است، يا چون سفينهاى است براى نفس، و بايد با اين، راهى بپيمايد و از اين درياى مر مالح، به ساحل نجاتى برسد.
پس، اهمال در كار بدن، جايز نيست عقلا و شرعا، و حفظ بدن واجب است و نفس به بدن و قواى بدن مستكمل مىشود: «من فقد حسّا فقد علما» [٣]، اين است كه اهل رياضت از صاحبان علم، غذاى «قليل الكميّه» و «كثير الكيفيّه» گفتهاند، و در عوض، ترك حيوانى مزوّرات مدهنه به ادهان «لوز» و «جوز» و «كنجد» گفتهاند، و همچنين، تدهين رأس و بدن، به ادهان طيبه و تطيّب به روايح عطره، كل بعد از اصل كار كه دوام ذكر خدا با قلب و زبان و قطع علايق و عوايق بالكلّيه است.
مسألة: كفّاره افطار در يوم رمضان، آزاد كردن بندهاى است، يا روزه گرفتن دو ماه پىدرپى، يا اطعام شصت مسكين
، و بعضى به «ترتيب» قائلاند و اوّل اشهر است.
[١] - بقره/ ١٨١.
[٢] - حج/ ٧٧.
[٣] - «قواعد كلىفلسفى»، ج ٢/ ٤٣٥- ٤٤٢. مىتوان ادّعا نمود كه: اكثر حكماى اسلامى، بلكه همه آنها،مفاد اين قاعده را پذيرفته و در برخى موارد، آن را مورد استناد قرار دادهاند. درخصوص اين قاعده، همچنين نگاه كنيد به: «فوائد»، منوچهر صدوقى، گفتار شماره ٣٣/ ١٧٨.