أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٥٣
مبدعات و منشآت و مخترعات و كائنات، قال تعالى: «وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ» و اين زوج در كلام حق، هر تائى از دوتاست، چنانكه گويند: «زوج و زوجه» و «زوج النّعل» و «زوج الخف» بر هر يك و بسيار [شود كه] «زوج» گويند، و هر دو تا را خواهند، و هر ممكن، زوج تركيبى است [١]، وجودى دارد و ماهيّتى، و وجودش «وجه اللّه» و «وجه النّفس» و «وجوب» و «امكان».
و به عبارت اخرى: هر ممكن، مركّب است از كلّى طبيعى كه ماهيّت مبهمه باشد و از هويّت شخصيّه كه انيّت و وجود حقيقى باشد، يا بگو: از ما «بالقوّه» و ما «بالفعل»، يا از بطلان ذاتى، از حيثيّت ماهيّتش، من حيث هى، و از حقيّت، از حيثيّت استناد به حق، يا از ليسيّت ذاتيّه و ايسيّت غيريّه، و ماهيّت نيز تركيب دارد، از «جنس» و «فصل».
و بالجمله، اثنينيّت و تركيب، از امور عامّه موجودات عالم امكان است، تا برسد به تركيب، از «جان و تن»، و در اخير مراتب به تركيب از «هيولى و صورت»، بلكه در مقام تعبير كه: «عباراتنا شتّى و حسنك واحد»، يكتاى بىهمتا را، گوئى «ذاتى» دارد و «صفتى» و «اسمى» دارد و مسمّائى، ولى مىدانى با برهان كه صفتش عين «ذات» و اسمش عين «مسمّى» است و اثنينيّت به حسب مفهوم است و بس.
و چون گفتيم: اثنان صدرنشين عالم اعداد و صدر صوادر است، لهذا در هر بخشى، اوّل تقسيم ثنائى است، چنانكه گوئى: موجودات «واجب» است، يا «ممكن»، و عالم، يا عالم «معنى» است، يا عالم «صورت»، و «ملك» است، يا «ملكوت» بالمعنى الاعم و ممكن، [يا] مفارق است، يا مقارن، و مانند اينها.
و سيّد داماد- اعلى اللّه مقامه- از اين راه آمده، در بيان نكاح سارى، در جميع ذرارى، پس در «جذوات» فرموده:
وجود ممكن، منقسم آمده به خارجى و ذهنى و هر يك به دهرى و زمانى، و نظام جملى به سلسله «بدو» و سلسله «عود»، و قوس «نزول» و قوس «صعود»، و موجود ممكن به «نورانى» و «عسفانى»، و نور به «حسّى» و «عقلى»، و [خود] نور عقلى به «قاهر» و
[١] - «قواعد كلى فلسفىدر فلسفه اسلامى»، ج ٢/ ٤٧٠- ٤٨٢.