أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٦٨
مقدّم است، در بدن مولود و عمل مفصّله در «منى» است، در رحم و شبه آن.
و حكما، رؤساى قواى نباتيّه را چهار مىدانند، به ازدياد مصوّره كه عمل اين هم در [١] مثل «منى» در رحم است كه چون مفصّله، مستعد مىسازد اجزاء «منى» را، هر يك براى صورتى مصوّره صورت مىدهد. و بعضى مولّده را مجموع آن دو قوّه با مصوّره مىدانند و ليكن، ما قائل به مصوّره نيستيم و شريك بسيار داريم، چون خواجه طوسى و غزّالى و غيرهما، از مليّين كه اين صور عجيبه كه حكمتهاى غريبه دارد- چنانكه در علم تشريح و غيره مبيّن است- نمىشود كه از قوّه عديم الشّعور باشد، بلكه به [دست] حكمت و قدرت صانع عليم و مقرّبين از ملائكه اوست.
و پيش حكماء اشراقيّين نيز، از طبقه عقول متكافئه و انوار قاهره اوست كه مىگويند: موجودات «عالم ادنى»، ظلال موجودات «عالم اعلى» است، و گويند:
نور اسپهبد انسانى، صنم «روح القدس» است و بدن صنم، نور اسپهبد و چون علاقه شوقيّه است، ميانه نفس و بدن، به واسطه «وحدت» و «عدالت»، در عناصر بدن، پس، اقتضا كرده است اين علاقه كه فايض شود از نفس بر بدن، از كمالات نفسيّه و هيئات عقليّه، به قدر قابليّت بدن كه: «العطيّات بقدر القابليات».
پس، نور اسپهبد، چون محبّت دارد به ذات و باطن ذاتش، اعنى؛ به نور قاهرى كه «روح القدس» است و همچنين تا به «نور الانوار»- بهر برهانه- افاضت كرده بر بدن، قوّت شهويّه را كه به آن، جلب منافع مىشود و با شوق به مطالب، كارها مىگذرد.
و چون قهر دارد بر مادون- كه نور است- و هر نور فياضيّت دارد بر مادون، و نور ضعيف متمكّن نيست از ظهور در منصّه ظهور، نور قوى افاضت كرده بر بدن، قوّت غضبيّه را كه با آن، دفع مضارّ كند كه اگر نبودى، موذيان آن را تمام كردندى و ذبّ از مدينه فاضله به ابطال نيز نشدى.
و چون، صور جسمانيّه ادراك كند و به جنبه عزرائيليّتش، نزع اغطيه و قشور از آنها كند و «روح» و «لبّ» آنها را- كه «معقول» صرف و «عقل» است- بگيرد و
[١] - «در» زايد به نظرمىرسد.