أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٩٠
اى تو مخفى، از ظهور خويشتن
وى رخت پنهان، به نور خويشتن
فصل: بدان كه محسوس، مشترك ميانه حواس هم مىباشد. و بعضى گفتهاند:
محسوس بالذّات نمىباشد، و اين مغالطه است، از باب اشتباه محسوس بالذّات به معنى اوّل، با آن به معنى اخير.
زيرا كه محسوس بالذّات به معنى صورت منشأ- كه وجود از براى نفس دارد- در هر حاسّه مخصوص به آن است و مشترك نيست. و محسوس بالذّات، مشترك به معنى ديگر است، اعنى: آن كه اثرى در نزد حسّ داشته باشد و اين، مثل «عظم» و «صغر» مقدار و مثل «عدد» و «شكل» و «وضع» و «حركت» و «سكون» و «قرب» و «بعد» و «جهت».
امّا اينكه اينها محسوس به «بصر» ند، معلوم است و همچنين محسوساند به «لمس»، و امّا «ذوق»، پس عدد را ادراك كند، به اينكه ادراك كند طعوم مختلفه را، و «حركت» را و «سكون» را، به اينكه گاهى، طعم را اوّل در سر زبان ادراك كند و به تدريج، آن طعم برسد تا بن زبان، يا آن را ثابت در يك موضع برسد، و امّا باقى را پس ادراك نكند.
و امّا «سمع»، ادراك عدد و قرب و بعد و جهت را بكند و نيز حركت كيفى را در اصوات، و امّا «شمّ»، ادراك عدد و قرب و بعد و جهت كند و نيز حركت كيفى را در مشمومات.
- و اگر بگوئى كه: آيا «لذّت» حسّى و «الم» حسّى را، توان از محسوسات مشتركه شمرد؟، چه «لذّت» مطلقا ادراك ملايم است [١] و «الم» ادراك منافى، و همه حواسّ، طالب ملايم حسّى خود هستند، پس همه در جلب ملايم حسّى شريكاند و در ادراك آن و همچنين در ادراك منافى حسّى و هرب از آن،- گوئيم: نه! زيرا كه مراد از «محسوس مشترك»، آن است كه ماهيّت نوعيّه
[١] - اللّذة ادراكالملائم. «فصوص الحكمة» ابو نصر فارابى، تحقيق محمد حسين آل ياسين، انتشاراتبيدار، چاپ اول ١٤٠٥/ ٦٤.