أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣٠
بعضى «لمن الملك» مىشنوند به سمع او و حديث «كيف اصبحت» [١] در حقّ زيد مشهور است. عارفى گويد:
بيت
هر كه امروز معايينه رخ دوست نديد
طفل راهى است كه او منتظر فردا شد
ديگرى گويد:
وعده وصل تو را، غير به فردا انداخت
دارم امّيد، كز امروز به فردا نرسد
كسى كه- مثلا- به مقام تخلّق رسيده و اتّصاف به صفات اللّه يافته، به قدر گنجايش، عين «جنّة الصّفات» شده و در معرفت «جنة الاعمال»، گاه برازخ اعمال و اظلال ملكات مىبينند و خود ملكات «حميده» و «رذيله» كه چون روحاند، براى صور لطفيّه و قهريّه، از براى اربابش و غيرش مشهور است و اينها مادّه و مبدأ «نعيم» و «جحيماند»، بلى:
تا بود باقى بقاياى وجود
كى شود صاف از كدر، جام شهود؟
عالم شاهد مىشود و شاهد اشهد: «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» [٢] «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ». [٣]
فصل در «صور» است:
«وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ» [٤]- و قرائت شده به سكون واو و به فتح واو- جمع الصّورة، دوّم قرائت حسن بصرى است و سؤال كردند از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در باب صور، فرمود: «قرن من نور التقمه اسرافيل». [٥]
و وصف شده است، صور به «سعت» و «ضيق» و خلاف در آن واقع است كه اعلاى آن ضيق و اسفلش واسع است، يا به عكس است؟ و هر يك را وجهى است، زيرا كه دانستى سابق كه: نور اللّه- تعالى- بر هيئت مخروط مىآيد. پس، اگر «سعت» عالم معنى را اعتبار كنيم و «ضيق» عالم طبيعى را، آن سرّ «واسع» و اين سرّ «ضيّع» است، و اگر بساطت عالم معنى را و امتداد و انتشار اين عالم را ملاحظه
[١] - «بحار الانوار»، ج٦٧/ ٣١٣ و ج ٦٨/ ٣٨.
[٢] - ق/ ٢١.
[٣] - انشقاق/ ٦.
[٤] - قاف/ ٢٠، يس/ ٥١ وزمر/ ٦٨.
[٥] - يافت نشد.