أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٨٢
عقول كليّه بود كه عالم آنها را «عالم جبروت»، و دوّم نفوس كليّه [بود] و عالم آنها را، «عالم ملكوت أعلى» گويند. و اين دو عالم، «عالم معنى» است. سيّم عالم صور صرفه- كه گذشت- و آن را عالم «ملكوت اسفل» گويند. و پس از اين، عالم اجسام طبيعيّه و صور مختلطه به مادّه است و اين دو عالم، عالم صورت است.
و امّا سلسله صعوديّه؛ پس، اوّل آن «هيولى» است كه حكماء اثبات وجود آن نمودهاند، و بعد از آن «صورت جسميّه» و بعد از آن «طبايع» و «صور نوعيّه» على مراتبها، از مركّبات ناقصه و مركّبات تامّه معدنيّه، و بعد از آن، «نفوس» است- على مراتبها- از نباتيّه و حيوانيّه حسّيّه و تخيليّه و فلكيّه، و بعد از اينهاست عقل «بالقوّه»، و عقل «بالملكه» و عقل «بالفعل» و «مستفاد»، و عقل «فعّال»، الى ما شاء اللّه المتعال.
و اين مراتب، در انسان كامل، بالفعل مشهود است كه اوّل هيولويّت و ماديّت داشت، و شىء بالفعل نبود، چنانكه خداى تعالى خبر داد كه: «هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً». [١]
و چنانكه به قاعده «امكان اشرف»، در قوس نزول فيض، از فيّاض مطلق، الاشرف فالاشرف، به ترتيب و نظام آمد، همچنين به قاعده «امكان اخس» [٢]، در قوس صعود، الاخس فالاخس، به ترتيب و نظام مىرود، و هيچ مرتبه را فرو گذاشت نمىكند و تا اخسّ را، ماده طى نكند، به اشرف راه ندارد. پس، مادّه انسان، بعد از طىّ صور جماديّه، قواى نباتيّه را به ترتيب متلبّس مىشود. پس؛ اوّل «غاذيّه» و خوادم او، و دوّم «ناميّه»، سيّم «مولّده»، چهارم «مصوّره»- بنابر قول به وجودش- و قواى نفس حيوانيّه را، هم به ترتيب مكتسى مىشود، اول: محرّكه عامله، دوّم:
محرّكه شوقيّه از شهويّه و غضبيّه، سيّم: مدارك ظاهره و باطنه به ترتيب، از لامسه تا و هم و خازن او. و هم چنين قواى نفس ناطقه قدسيّه، به ترتيب متحلّى مىشود،
[١] - دهر/ ١.
[٢] - بيشتر كسانى كه ازقاعده «امكان اشرف» بحث كردهاند، قاعده «امكان اخسّ» را نيز مورد بحث و گفتگوقرار داده و از آن غافل نبودهاند. «قواعد كلى فلسفى»، ج ١/ ٢٩- ٣٢.