أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٣٧
چو خواهد به ذاتش دلالت كند
تجلّى بر اهل حقيقت كند
[١] خلاصه آن است كه: عوالم، چون «بيت المرآت» اند، براى تجلّى اسماء و صفات حق تعالى و مراد از «اسماء» و «صفات»، حقيقت آنها باشد، نه مجرّد الفاظ و مفهومات و عنوانات، پس، نخستين شروع مىكنيم در ذكر اسرارى از «صلاة» و مقدّمات آن كه: «الصّلاة عمود الدّين ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواها» [٢]، و قال اللّه تعالى: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» [٣] و قال تعالى: «إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً» [٤] و فى الاخبار: «الصّلاة خير موضوع فمن شاء استقل و من شاء استكثر» [٥]، و در هر باب از ابواب عبادات، اشارتى شده به رئوس مسائل فقهيّه نيز، تا وضيع و شريف، همه بهرمند گردند و سعادتى ببرند: «وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ». [٦]
مسأله: بدان كه معتبر است در تكليف، «بلوغ» و «عقل».
و دانسته مىشود، «بلوغ» به يكى از سه چيز: خروج «منى» در بيدارى يا خواب از مجراى معتاد، و انبات موى درشت بر عانه، و كامل شدن پانزده سال در مذكّر و نه سال در مؤنث. و بعضى در مذكّر كامل شدن سيزده سال، و دخول در [سال] چهاردهم را معتبر دانستهاند و خالى از قوّتى نيست، و امّا «حيض» و «حمل» در انثى، علامت سبق بلوغ است، خاصّه «حمل» كه كاشف است از سبق انزال.
سرّ: حكمت اينكه دختر را، با نقص عقل- نسبت به پسر- زودتر تكليف كردهاند، چند چيز است:
- اوّل آن كه: تكليف، لطف الهى است، و دختر، اركان و جوارحش ضعيفتر است، چون گياه لطيفى كه زود پژمرده شود، پس زودتر تكليف فرمودهاند، تا از اين
[١] - «ديوان اسرار»/٤٠٧- ٤٠٩، به نقل از خود «اسرار الحكم»
[٢] - «بحار الانوار»، ج٨٢/ ٢١٨.
[٣] - عنكبوت/ ٤٤.
[٤] - نساء/ ١٠٤.
[٥] - بنگريد به: «معانىالاخبار».
[٦] - احزاب/ ٤.