أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٤٧
و نيز قول حق تعالى: «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ». [١] به تفخيم مستفاد از «خَلْقاً آخَرَ» بعد از اطوار خلقت جسمانيه از «نطفه» و «علقه» و «مضغه» و مثل اينها، با تعقيب به قولش «فتبارك» و تأديه به انشاء، دلالت دارد بر تجرّد. و نيز قوله تعالى: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»، [٢] بنا بر تأويل به كلمه تكوينيّه، چون كلمه عيسويّه و صعود به مجرّد، «تجرّد» مىخواهد.
و نيز قوله تعالى: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً». [٣] و رجوع به سوى مجرّد، به نحو وصول به غايات- كما مرّ- دلالت بر تجرّد دارد در نهايت، چنانكه لفظ رجوع، دلالت بر سبق تجرّد در بدايت نيز دارد، و بر اينكه «عارض» بايد زايل شود و به «اصل» برگردد، الى غير ذلك من الآيات الشّريفه، و بالجمله جميع آيات نازله در باب مطلق معاد، دلالت دارد بر تجرّد نفس. از جسم طبيعى و تن مادّى.
و امّا از اخبار: مثل قول نبى صلّى اللّه عليه و آله: «انّ اللّه خلق آدم على صورته» [٤]، و صورت او- كما مرّ- صفات جلال و جمال او، و صفات ثبوتيّه و سلبيّه او و صفات تنزيهيّه و تشبيهيّه اوست و آدم، مخلوق بر صورت اوست، يعنى: مظهر است، همه صفات او را، پس به جنبه تنزّه و تجرّد، روحش مظهر صفات تنزيهيّه حق تعالى است.
عارفى گويد:
خداوند- جلّ شأنه- خواست ظاهر كند ذاتش را در صورت جامعه، پس ظاهر فرمود خود را، در صورت «انسان»، و خواست ظاهر بفرمايد اسماء و صفاتش و افعالش را در صورت مفصّله، پس ظاهر فرمود آنها را، در صورت «عالم»، پس مشاهده نمىكند ذات اقدس و صفاتش را، مگر در اين دو مظهر. و همچنين، عارف به او، مشاهده نمىكند او را، مگر در اين دو آينه.
و از اين مقام، فرموده نبىّ ختمى صلّى اللّه عليه و آله: «رأيت ربّى ليلة المعراج فى احسن صورة» [٥]، و
[١] - مؤمنون/ ١٤.
[٢] - فاطر/ ١١.
[٣] - فجر/ ٢٧ و ٢٨.
[٤] - «بحار الانوار»، ج٤/ ١٤.
[٥] - در احاديث يافتنشد.