أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٦
نفس است به حول الله تعالى و قوّته و يك مرتبه ديگر حقايق اشياء در عقل به نحو كليّت هستند و اين اكمل است، چه بايد سيّاح درياى كليات و سبّاح بحار ثابتات بود كه جزئيات، دائر آنند و بايد حقايق را رسيد و اين است كه حكما در تعريف حكمت گفتهاند كه: «الحكمة صيرورة الانسان عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى». [١]
مجملا، انسان، اشرف انواع است و اشرف اصناف او، اولياء و انبيايند و صنف اشرف از اشرف «اولو العزم» و اشرف اشخاص، شخص «خاتم» است كه در تن «انسان كبير»، چون قلب است، در تن «انسان صغير» و چون «عقل»، در «روح» او كه اگر قلب نبودى، حيات تن نبودى و روح قدسى به فعليّت نيامدى. پس همچنين، عوالم، جميعا «انسان كبير» است كه خداوند- جلّ جلاله- فرموده: «ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ». [٢] و حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله چون «قلب» او و روحانيّت او «جان» او و حق- سبحانه- چون «جان جان» است، مطلقا:
بيت
آن نهان در جسم، تو در جهان نهان
اى نهان اندر نهان، اى جان جان!
پس، اگر حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله نبودى، اين عالم طبيعى خلقت نشدى، چنانكه حق تعالى فرموده: «لو لاك لما خلقت الافلاك». [٣] و اگر روحانيّت او- كه عقل كلّى است- نبودى، عالم عقول نبودى كه عقل كلّى او «خليفة اللّه» است، در عالم مجرّدات، و شخص او، خليفة اللّه است در عالم «اجسام» و جسمانيّات: «وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». [٤]
[١] - «تفسير نهجالبلاغه» ج ١٤/ ٣١.
[٢] - لقمان/ ٢٧.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٧٤/ ١١٦ و ج ٥٧/ ١٩٩.
[٤] - روم/ ٣٦.