أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦١٣
چون نجوم در سطوع آفتاب بىكران وجودش مستتر و مكشوف- كما مرّ-:
محجوبة عن كلّ مقلّة عارف، اه.
تا بداند كه حقّ: «داخل فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عن الاشياء لا بالمزالية و خفىّ من فرط ظهوره» [١]، و در ظهور نفس قدسيّه بر قوا، اوّل ظهور نفس و بعد ظهور قوا و هم چنين، در ظهور حق تعالى بر هر مظهرى، اوّل ظهور حق، و بعد ظهور مظهر، چنانكه در آخر هم، نه آخر زمانى، بل تأخّر بالحقيقة، بعد از اضمحلال مجازات: هو الباقى و كلّ شىء هالك.
و نيز بشناسد نفس را كه «حىّ» و «عالم» و «قادر» و «مريد» و «سامع» و «باصر» و «متكلّم» است و متعلّم است به همه اسماء حسنى، تا شناسد صفات حق تعالى را كه: «هو الحىّ العليم القدير المريد السميع البصير المتكلم» و ائمه اسماء و مشمولات آنها را جميعا بشناسد به قدر الطّاقة البشرية، و نيز بشناسد افعال نفس را، از ابدال و انشاء و تكوين كه دارد در عالم خودش، تا بشناسد افعال خدا را به قدر طاقت، و به حسب معرفت خودش. لراقمه:
از پيش تا چند گردى كو به كو و در به در
رو به خويش آور كه هست از خود به او، راهى تُرا
- «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» [٢]: بدل است از اوّل، و بيان است براى آن، و مراد آن است كه: هدايت بفرما ما را، به صراط نفوس كامله. و قارى، بايد اراده كند به «منعم عليهم»، آنان را كه در آيه ديگر مذكورند كه: «القرآن يفسّر بعضه بعضا» [٣]، و آن قول حق تعالى است كه: «مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»، [٤] نه مطلق منعم، و نعمت علم باللّه و اليوم الآخر، و توفيق طاعت را به آنان دادهاند كه در اين آيه ذكر فرموده:
- «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»: شاملاند هر يكى از اين دو لفظ، هر كافرى و
[١] - «نهج البلاغه»/خطبه ١.
[٢] - حمد/ ٦.
[٣] - «الميزان» ج ١/١٠.
[٤] - نساء/ ٧١.