أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٥٨
بيت
نيازارم خود، هرگز دلى را
كه مىترسم در آن، جاى تو باشد
و امّا ذكر و طرق مؤدّيه به آن، پس معلوم است كه: «ذكر اللّه حسن على كلّ حال» [١]، و «لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» [٢]. شارع مقدّس، آدمى را، در حالت پليدىاش و شبه آن، اغراء به ذكر فرموده مثل حالت وقاع، وزن را، حالت حيض و نفاس، تا بداند كه در حالت پاكى، چگونه بايد بود. نفس ناطقه، در اوايل حال، هيولويت دارد. پس، چنانكه هيولى به صور طبيعيّه مصوّر مىشود، عقل هيولانى [هم] به صورت اسماء و صفات حق و مقرّبات به او، بايد مصوّر شود و تحوّل پذيرد كه آن، هيولاى عالم حسّ و محسوس است، و اين هيولاى عالم عقل و عقول و عالم روحانى است.
فرموده: «اذكرونى فى الخلأ اذكركم فى الملاء الاعلى»، و نيز: «اذكرونى فى الخلوات اذكركم فى الفلوات» [٣]، تكثير هيچ چيز از تو، مثل تكثير «ذكر»، مطلوب حق تعالى نيست.
فرموده است: «وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً» [٤]، «وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ»، [٥] تا به جايى رسى كه وجودت، عين ذكر حق شود. بيت
آنان كه از شراب تو مدهوش گشتهاند
از ياد غير، جمله فراموش گشتهاند
و ايضا:
دو عالم را، به يك بار از دل تنگ
برون كرديم، تا جاى تو باشد
و چون، قدرى از مجد نيّرين و خلافتشان مذكور شد، سرّ كراهت استقبال به فرج، آنها را، معلوم است و اگر رو به آنها بنشينى، دست را حايل كن! و يمين، چون اشرف يدين است، مباشرت شرّ الاخبثين نيست. پس، بايد استنجاء بسيار باشد كه اعلى براى كار اعلى و ادنى براى كار ادنى «عدل» است كه عدل وضع شىء است، در موضع خود، و از اين معلوم است، سرّ تعاكس تقديم و تأخير پاى راست و چپ، در مكان شريف و خسيس.
[١] - «بحار الانوار»، ج٨٦/ ٢٤٧.
[٢] - طه.
[٣] - در مصادر شيعىنيامده است.
[٤] - احزاب/ ٤١ بازيادت «ذكرا» بعد از «اللّه».
[٥] - احزاب/ ٣٥.