أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٤
بايد قدر بدانيد و تا مشكلى مىرسد، تبادر به ردّ و انكار نكنيد كه مطالب عاليه را فهميدن «هنر» است، نه ردّ و انكار. بايد به نفس گفت، قيل:
اقول لها اذا جشئت و جاشت
مكانك تحمدى أو تستريحى
مثنوى
نكتهها، چون تيغ، فولادى است تيز
گر ندارى تو سپر، واپس گريز!
[١] و اشعارى كه مناسب مقامات ذكر كردهايم، مجرّد [٢] «مناسبخوانى» منظور نبوده، بلكه اشعار به اين بوده كه توفيق است، ميانه عقل و برهان و ذوق و وجدان كه آنچه محقّقين متألّهين فرمودهاند، اگر [چه] مجال تطبيق نداشتهاند، در واقع برهان است كه [٣] چگونه نباشد و [حال آنكه] آنان را قربت حقيقيّه است، به برهان ديّان كه برهان مبرهنين نور اوست: «اتَّقُوا اللَّهَ، وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ». [٤]
و بالجمله، از باب «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» [٥]، مىگوئيم: كتابى است جامع حكمت ايمانى و حكمت ذوقى و وجدانى و حكمت بحثى و برهانى، فاعرف قدره و اغل مهره: «وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ». [٦]
مؤيدى، تهران ١٣٦١،مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى/ ١.
[١] - «مثنوى»، دفتر ١/١٦- رمضانى- ج ١/ ٤٣- نيكلسون- ج ١/ ٤٣ و ج ١/ ٣٣١- جعفرى-
[٢] - يعنى: تنها براى...
[٣] - «و» بهتر به نظرمىآيد.
[٤] - بقره/ ٢٨٢.
[٥] - الضّحى/ ١١.
[٦] - احزاب/ ٤.