أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٩٧
اخلاق حسنه اعلى، مقامات و ارفع مدارك- كه عقل بالفعل باشد- پيدا مىشود:
«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ». [١]
و ارضى كه همه عناصر باشد، از مقام نازل «نفوس فلكيّه» آمده و ارساى جبال، اگر ارض ابدان باشد، ارساى جبال «انانيّت» است و اگر عناصر باشد، همين جبال معهود است و چنين است «زبد» در آيه شريفه. و اگر «ماء سايل» در آيه را، «وجود» بگيريم، «زبد» تعيّنات ماهيّات امكانيّه باشد كه مثل سراباند: «فَيَذْهَبُ جُفاءً». [٢]
و امّا آنكه فرمودهاند كه: «نحن الآخرون السّابقون» [٣]، به تقريب آن است كه عقول كليّه- كه روحانيّت ايشان ست- چنانكه در «فواتح» وجودند، همچنين «خواتم» اند، زيرا كه عقول «صاعده»، در قوس صعود، با عقول «نازله» در قوس نزولى، دو مرتبه از يك نوعاند، بلكه همين عقول نبويّه و ولويّه كه در جلابيب ابدان گويا كندهاند آنها را و كليّتى دارند، آخرند، چون غايات عالم «كون» هستند به حسب طول، و سابقاند چون علّت غائيّهاند و علّت غائيّه در علم فاعل، سابق است كه:
«اوّل الفكر، آخر العمل» و از اين جهت است كه حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله مخاطب آمد به خطاب: «لولاك لما خلقت الافلاك». [٤]
بيت
سر خيل توئى و جمله خيلاند
مقصود توئى، همه طفيلاند
و نيز آخرند در سلسله نزوليّه به حسب ابدان، و سابقاند بر ابدان، به حسب شرف و به حسب تقدّم بالذّات كه منوّع و مقوّم و مكمّل ابدانند، و نيز به حسب تقدّم در «دهر» كه وعاء وجود مجرّدات است، بلكه عقولى كه در كسوت بشريّت هستند و كاملاند، در اين عالم نيستند و در عالم ابداعاند و با «تن» در اين عالماند.
فروع: چون دانستى كه روحانيّت آن جناب، «عقل كلّى» است و در تخلّق و
[١] - فاطر/ ١١.
[٢] - رعد/ ١٧.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٦١/ ٢٣٢.
[٤] - «بحار الانوار»، ج٧٤/ ١١٦. در نقلى ديگر آمده است: و عزّتى و جلالى لولاك لما خلقت الافلاك، ج ٥٧/١٩٩.