أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣١٣
فصل در قواى محرّكه حيوانيه-
كه محرّكه بالارادهاند- بدان كه قوّت محرّكه حيوانيّه دو قسم است:
- يكى باعثه كه آن را «نزوعيّه» و «شوقيّه» نيز گويند، و- ديگرى عامله مباشره كه علّت قريبه حركت است.
و باعثه نيز، دو قسم است: شهويّه، و غضبيّه. چه، اگر [چيزى انسان را] بر مىانگيزاند، [از روى] شوق به جانب لذيذى و جلب منفعتى، آن قوّت «شهويّه» است، و اگر بر مىانگيزاند شوق به دفع مكروهى و غلبه بر موذّئى، آن قوّت «غضبيّه» است. و هر دو، مستخدماند قوّت محرّكه عامله را، بر تحريك اعضاء به جانب جلب ملايم- اگر شهويّه است- يا به جانب دفع منافى- اگر غضبيّه است- و عامله، تحريك اعضا مىكند به «تمديد» و «ارخاء» اعصاب و عضلات، يا به «تشنّج» و «تقلّص» آنها. و «عضل»، جسمى است، مركّب از ليفات عصب و وتر و شظاياى رباط كه با هم منتسج گشتهاند و خلل و فرج آن، مملوّ از لحم است، و غشائى بر آن محيط و مجلّل است.
و «وتر»، جسمى است شبيه به جوهر عصب و به اطراف عضل و اعضاء متّصل است، به جهت تحريك اعضاء و مانند ريشه، كنار جامه، از «عضل» بيرون آمده و به عضو پيوسته. و «رباط» جسمى است، شبيه به عصب، ولى بىحسّ است، و از اطراف عظام روئيده و فايده آن، ربط استخوانها به يكديگر يا به عضو است.
و عدد عضلات، در نزد جالينوس، پانصد و هيجده است، از براى تسهيل حركات گوناگون اعضاء كه هر يك «آلت» است، براى حركت مخصوصه به آن عضو كه يكى حركت «جفن»- با سكون مقله- مثلا- مخصوص به آن است، و يكى حركت مقله به يمين و يسار- با سكون اجفان- مخصوص آن است، و يكى حركت ابرو، و يكى لب، و بر اين قياس كن، حركات اعضاء ديگر را. و بايد دانست كه: هر حركت اختيارى، پنج مبدأ دارد، تا [سرانجام كه] به وجود مىآيد:
- اوّل: تصوّر آن فعل و حركت.
- دوّم: تصديق به فايده آن فعل، تصديق يقينى، يا ظنّى، يا وهمى.
و اين تصديقات سهگانه به اعتبار ترتّب غايت بر «فعل»، و علم به «وقوع» و «لا