أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٤٢
رباعى
سر رشته دولت اى برادر، به كف آر
وين عمر گرامى به خسارت مگذار
يعنى، همه جا با همه كس در همه كار
مىدار نهفته، چشم دل جانب يار
«وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً» [١]، و «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ». [٢] [ابن فار] ض [گويد:]
و لو خطرت، لى فى سواك ارادة
على خاطرى سهوا، قضيت بردتى
[٣]
فصل در ميزان است:
ميزان را نيز چون «صراط» و غيرش، روحانيى است و جسمانى، و «روحانى» را ميزان علومى است و ميزان اعمالى. امّا موازين علوم پنج است و اسمائى كه بعض علماء اسلام آنها را به اينها خواندهاند؛ ميزان «تلازم» كه به «قپان» تشبيه كردهاند، و «ميزان» تعاند كه اين هم به آن ماند، چنانكه شرطيه منفصله به شرطيه متّصله برگردد، و ميزان «تعادل اكبر»، و ميزان «تعادل اوسط»، و ميزان «تعادل اصغر» كه اينها شبيهاند، به ذى الكفتين.
و امّا ميزان اعمال كه اعتقاد به آن بر مكلّف واجب است: «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ». [٤]
پس، بعضى از مليّين، «وزن» را به معنى «عدل» گرفتهاند، و بنابراين، ميزان عمل روحانى مىشود، و بعضى ديگر گويند كه: اعمال مؤمنين را مصوّر مىكنند به صور حسنه و اعمال كفّار و فجّار را به صور قبيحه و صور را وزن كنند. و اين از ابن عباس منقول است، و بهترين اقوال در «وزن»، قول معظم مليّين است كه وزن دفاتر و صحايف اعمال و اقوال باشد، زيرا كه جاى ديگر گفتيم كه:
اشياء را چهار وجود مىباشد، و از آن جمله است، وجود كتبى كه نقش شىء هم ظهور اوست كه مرآت لحاظ او باشد، و از اينجاست كه كتابت قرآن و أسماء اللّه و النّبى صلّى اللّه عليه و آله و الائمة عليه السّلام را محترم بايد داشت.
پس، كتابت اعمال هم، وجودى است از اعمال، و موضوع آن وجودات كتبيّه نيز اتّحادى به آنها دارد. پس نزد راقم، اين، تأويل هم نيست، اگر چه تأويل نيز مجوّز
[١] - احزاب/ ٤١.
[٢] - عنكبوت/ ٤٤.
[٣] - «ديوان ابنالفارض»/ ٧٠.
[٤] - اعراف/ ٨.