أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٥
عرف اللّه و من جهلهم فقد جهل الله». [١]
و اگر مسئله امامت، از فروع دين بودى، ظنّ و تقليد در آن، جايز بودى و حديث مشهور بين فريقين كه: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهليّة» [٢]، اعدل شاهدى است كه [نشان مىدهد امامت] از «اصول دين» است، چه عدم معرفت شخص، فرعى از فروع دين را، [هرگز] موجب اين نمىشود كه بر جاهليّت بميرد. و قاضى عبد الله بيضاوى- كه از اعاظم اشاعره است- در «منهاج» گفته است كه: مسئله امامت، از اعظم مسائل «اصول دين» است و نيكو گفته است.
پنجم از مواضع اختلاف، تقديم «مفضول» بر «فاضل» است كه عقلا و عرفا قبيح است و اماميّه جايز ندانند، و اهل سنّت جايز دانند و خلاف مقتضى عقل و نصّ قرآن است، لقوله تعالى: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ، إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ» [٣] و قوله: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ». [٤]
عقل كدام محقّق تجويز مىكند كه تبعيّت كند اعلم ازهد اشرف اشجع اكرم، مر ادون را؟ نصب امام عليه السّلام پيش كلّ امّت، براى تنظيم «نظام» است و اين، فايده مشتركه نزد تمام است و خود [٥] بىنظامى، بدتر از تفضيل «مفضول» بر «فاضل» نيست، چه همه نظامها، از جهت پيدا شدن وجود فاضلى است:
بيت
صد هزاران طفل، سر ببريده شد
تا كليم اللّه، صاحب ديده شد
صد هزاران عقل و دين، تاراج شد
تا محمّد صاحب معراج شد
و تفضيل مفضول، عدول از «عدل» است، چه عدل، وضع هر شىء است در موضع لايق به خود كه: «بالعدل قامت السّماوات و الارض» [٦]، و اگر ناعدلى جايز بودى،
[١] - «بحار الانوار»، ج١٠٠/ ٢٢٣ و ٤٠٨.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٢/ ٣١٦ و ج ٨/ ١٢ و ج ٢٣/ ٩٢.
[٣] - زمر/ ١٢.
[٤] - يونس/ ٣٦.
[٥] - «هيچ» بهتر است.
[٦] - «شناخت اسلام»،بهشتى، سيد محمد، باهنر، محمد جواد و غفورى، على، بىتا، بىچا، دفتر نشر فرهنگ