أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٤٤
فُصِّلَتْ» [١]
و چون «اجمال و تفصيل» و «متن و شرح» و مثل اينها، تباين عزلى ندارند: «و أنفسكم فى النّفوس و ارواحكم فى الارواح» [٢] را مصداقاند و همه چون مرائىاند براى او، چنانكه او مرآت است، براى خدا- جلّ جلاله- پس، مانند دو كفّهاند براى يك ميزان قويم و قسطاس مستقيم. پس، عزيز من! چنانكه گفتيم، محاسبه را پيش انداز، هم چنين از آنكه به پاى اين ميزانت برند، به پاى خود، اجناس علم و عمل و اخلاق را به اين ميزان «ذى الكفتين» و «ذى الحسنيين» و «جالس بين الحدّين» بسنج!
مثنوى
هين، مگو فردا كه فرداها گذشت
تا به كلّى نگذرد، ايّام كشت
[٣]
فصل در نشر صحف و كتب است در حشر:
بدان كه كتاب موعود نيز، «روحانى» دارد و «جسمانى» دارد. امّا روحانى؛ «كتاب نفس» است.
شعر
و انت الكتاب المبين الذي
بأحرفه يظهر المضر
پس، اگر استكمال يابد و منقوش شود، به قلم عقل فعّال به نقوش حقايقشناسى و علوم متعلّقه به «علم» و «عمل» كند، بر طبق آنها: «أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ». [٤] لراقمه:
هر آن نقشى كه بر «لوح»، از «قلم» رفت
نويسد دست حق بر دفتر دل
[٥] پس، عبد از استكمالات و ترقّيات، متّصل شود به عالم علوى عقلى و بگردد كتاب الهى: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً». [٦] و اگر- العياذ باللّه- منقوش شود به قلم «حزب الاباطيل» به زخارف و تماثيل و رسوم اغوال از آراء و اقاويل، پى بعد از
[١] - هود/ ١.
[٢] - «بحار الانوار»،١٠٢/ ١٣٢.
[٣] - «مثنوى»، دفتر ٢/٩٨- رمضانى- ج ١/ ٣١٦- نيكلسون- و ج ٣/ ٦١٢- جعفرى-
[٤] - مجادله/ ٢٢.
[٥] - «ديوان اسرار»/٣٣٦، بيتى از غزل شماره ١٢٦.
[٦] - انفال/ ٢٩. آيهچنين است: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً».