أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٥٧
اصل: بدان كه نفس ناطقه، يا «شريفه» است- و مقابل اوست خسيسه- يا قويّه است- و مقابل اوست ضعيفه- [و] يا جامعه است، شرافت و قوّت هر دو را. و هر يك از اين نفوس سهگانه را، مراتب است، به حسب «كمال» و «توسّط» و «نقصان»؛ شريفه آن است كه صاحب حكمت و حريّت باشد و «حكمت»، شناختن حقايق است، از «خداشناسى» و «خودشناسى» و «فرمان خداشناسى»؛ چه فرمان شريعت نبىّ و چه فرمان طريقت او.
و «حريّت» آزادى از بندگى شهوت و غضب است، قال اللّه تعالى: «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ؟». [١] بيت
اى هواهاى تو، خداانگيز
زين خداهاى تو، خدا بيزار!
و هر يك از اين دو، يا غريزيّه [است،] يا اكتسابيّه، يا تأييديّه. و حكمت غريزيّه، استعداد شديد است، براى اكتسابيّه، يا تأييديّه. قال امير المؤمنين عليه السّلام:
رأيت العقل عقلين: فمطبوع و مسموع
و لن ينفع مسموع، اذا لم يك مطبوع
[٢] و حصول حريّت، با حصول «عدالت» است و «عدالت»، مانند معجونى است، مركب از چهار خلط: «عفّت»، و «شجاعت»، و «سخاوت»، و «حكمت» خلقى كه غير حكمت علمى است- كه گذشت-
: «عفّت»، [عبارت از] اقتصاد است، ميانه «شره» و «خمود»: «وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ» [٣] و: «شجاعت»، واسطه است، ميانه «تهوّر» و «جبن»: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» [٤] و: «سخاوت»، واسطه است، ميانه «تقتير» و «تبذير»: «وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا، لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً». [٥] و
[١] - فرقان/ ٤٥.
[٢] - در حديثى از على«ع» آمده است: العقل عقلين: عقل العلم و عقل التّجربة، «بحار الانوار»، ٧٨/ ٦.
[٣] - نحل/ ٩.
[٤] - فتح/ ٢٩.
[٥] - فرقان/ ٦٧.