أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٦
اين مىدانم ... [٩] انسان مدارى انسانشناسانه اسرار الحكم، نسبت به حجم كتاب، بسيار گسترده و دامنهدار به نظر مىرسد. چه، سبزوارى بخش عمدهاى از اين كتاب خود را، به تشريح حقايق وجودى «انسان» و بزرگداشت مقام ارجمند او اختصاص داده و از جمله يادآورى مىكند:
اشرف انواع، على الاطلاق «انسان» است، زيرا كه او فعليّات و كمالات كل را داراست، بلكه او كلّ الانواع است، چه كامل از انسان، دو مقام دارد، مقام «كثرت در وحدت» و مقام «وحدت در كثرت». [١٠]
حكيم در خلال تحقيقات بىشمار خود، در ذيل يك «تحقيق عرشى»، بر كليّت نظريهاى كه انسان را «فرا ملك» مىداند، صحّه مىنهد، آنجا كه مىنويسد:
تحقيق آن است كه انسان، حقيقتى افضل از «ملك» است. چه، ملك مقيّد به مقام تنزّه، زيرا كه از اقسام شهوت مبرّاست و از مقام نباتيّت معرّاست و انسان، هيكل توحيد است و وحدت جمعيّه دارد، و كامل او- كه مقام «عقل عملى» و «عقل نظرى» در او به فعليّت رسيده و مظهر «علم» و «قدرت» حق- هر دو- شده، و اوست، ذو الرّئاستين و الفائز بالحسنيين، به مقام ملك رسيده، و از او گذشته، هم مراتب دون ملكيّت را داراست، و هم فعليّات و كمالات مراتب دون را. [١١]
آرى:
آنچه در انسان است، چون اقوى و أتمّ است، خاصّه در وقتى كه «يك پيشه» و «يك انديشه» باشد، پس، او اصل است و ماعداى او، فرع او، و او خود مظهر است، اسم اعظم حق را- تقدّست اسماؤه- [١٢]
حكيم انسانشناس، در يك خطاب، انسان را به عنوان وجودى مخاطب قرار مىدهد كه وجودش از سر تا بن كرامات است. [١٣] امّا با تمام اين اوصاف، جاى شگفتى زيادى نيست كه مىنگريم وجود «زن» را ناقصتر از وجود «مرد» مىداند،
[٩] - «اسرار الحكم»-نسخه مستوفى-/ ٢٣١.
[١٠] - همان/ ٤٣٤.
[١١] - همان/ ٤٣٤ و ٤٣٥.
[١٢] - همان/ ٤٣٥.
[١٣] - همان/ ٣٦٩.