أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٣٦
مندوبه را، قال اللّه: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» [١]
دويم، ازاله رذيله بخل كه از مهلكات است، كما قال النّبى صلّى اللّه عليه و آله: «ثلاث مهلكات شحّ مطاع و هوى متبع و اعجاب المرء بنفسه» و قال الله تعالى: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». [٢]
سيّم، شكر نعمت مالى است، چنانكه عبادات بدنيّه، شكر نعمت بدنى است كه سلامتى اندامها و صحّت اينها، به آنهاست و اينها و قوّتهاى اينها را هم، زكاتى است چنانكه بيايد.
چهارم، تخلّق باخلاق اللّه از «جود» و «قضاء حاجت» و «رحمت» و «محبت» و غير ذلك، و پيش گفتيم كه: حقّ تعلّم آدم به اسماء الله «تخلّق» است و لااقل مرآت بودن است به قدر ظرفيّت. پس، وقتى متعلّم به اسم «عليم» و «حكيم» است كه حقايق اشيا را بشناسد، «خودشناس» و «خداشناس» باشد.
بيت
داناىِ همه حقايق اشيا كيست؟
آن كس كه شناخت، حضرتِ اعلى را
و وقتى متعلّم به اسم «قاضى الحاجات» است كه قضاء حوائج مسلمانان كند و وقتى متعلّم به اسم «جواد» و «كريم» است كه اجازه و بخشش بدون عوض و غرض، خلقى كند كه غرض خلقى حاجتمندى است و فقر به غير حق، رو سياهى است كه: «الفقر سواد الوجه فى الدّارين»، بنابر بعض معانىاش:
بيت
هر كسى را، هوسى در سر، و من
هوسم آنكه نباشد، هوسم
و هم چنين، در باقى اسماء حسنى، تا مظهر اعظم همه اسماء شود، بلكه «اسم اعظم» شود. لراقمه:
مپندار او نهان، و تو عيانى
تو در سبحاتِ سبحانى، نهانى
چو تو باشى، نه برخوردار از اوئى
چو او باشد، تو كى اندر ميانى؟
گمان بگذار، و بر نورِ يقين پيچ
كه بىشك، او يقين و تو گمانى
[١] - توبه/ ١١٢.
[٢] - حشر/ ٩.